eitaa logo
عین کاف | عبدالرسول کشمیری
5.8هزار دنبال‌کننده
460 عکس
801 ویدیو
17 فایل
تلاشم پالایش و تصفیۀ حقیقت از دل واقعیت‌هاست. دربارۀ من: مهندس برق | طلبه سطح ۴ | پژوهشگر فضای سایبر | استاد فیزیک و فلسفه
مشاهده در ایتا
دانلود
هدایت شده از تأملات | تولايى🚩
شنیدین یک بابایی که قبلا با رأی مردم رئیس جمهور این مملکت بوده، اخیرا یک صحبت‌هایی کرده و خیلی‌ها هم نسبت بهش موضع گرفتن؟!
هدایت شده از تأملات | تولايى🚩
میدونین چی این وسط درد داره؟ اینکه یک آدم با این مواضع از اول انقلاب در صدر مسئولیت بوده؟ نه اونکه جای خود داره...! اینکه عین این مواضع رو که ایشون میگیره بعضی عزیزان انقلابی هم تمام مدت تفاهم میگفتن اما نقد به روحانی ثواب داره اونجا تا میومدی یه چیزی بگه می‌شدی وحدت‌شکن! یعنی چی؟ یعنی برای ما فکر مهم نیست شخص مهمه! اونم نه هر شخصی یکی دو تا شخص خاص که از قضا ولیّ‌فقیه هم تو این لیست متأسفانه جا نمیشه!!
هدایت شده از تأملات | تولايى🚩
یه نمونه دیگه هم بگم؟
هدایت شده از تأملات | تولايى🚩
یک زمانی آقای یامین پور یک صوت از کانال حضرت استاد طاهرزاده گذاشتن سخنران این صوت هم حاج آقای طائب برادر فرمانده فعلی بسیج بودن که احتمالا برای رفقا آشنا باشن... خب حقیر همیشه آقای یامین‌پور رو به دقت می‌شناختم استاد طاهرزاده هم که مستغنی از تعریفن... رفقا میدونن، تو خیلی مباحث، خود حقیر کتب استاد طاهرزاده و یامین‌پور رو معرفی میکنم اونقدر استاد طاهرزاده متواضع و خوبن که نگم... خب موضوعات صوت هم جالب بود، تعاریف استاد طاهرزاده محکم بود آقای یامین‌پور هم بازنشر کرده بودن نشستم گوش داد نتیجه؟ وا رفتم! از بس این استدلال‌ها غیر دقیق و غیر اصولی بود
هدایت شده از تأملات | تولايى🚩
یادمه شب تو تجمع صحبت داشتم یکی از همین استدلال سوال کرد گفتم به نظر می‌رسه از هر ور بریم به این آیه نمیشه برای آتش‌بس استناد کرد خلاصه یکم توضیح دادم بعد گفتم شما هم مطالب حاج آقای طائب رو اخیرا شنیدین؟ گفت نه! این آیه رو روحانی محل ما گفتن بین دو تا نماز! فرداش دیدم عجب! خیلی از منبری‌های مطرحی که می‌شناختم و خیلی خیلی ماه و بزرگوار هم هستن به همین آیه استدلال می‌کنن! انگار بخشنامه شده باشه آقا به این آیه استدلال کنین تا تفاهم قرآنی شه😶‍🌫
هدایت شده از تأملات | تولايى🚩
شما وقتی این اتفاق بیوفته چیکار میکنین؟ خب من گفتم بین اینکه من اشتباه کنم یا این همه عزیزان حتما من اشتباه میکنم دیگه!! رفتم تفسیر دیدم رفتم روایات ذیلش رو دیدم رفتم با اساتید مشورت کردم دیدم واقعا خیلی عجیبه کسی به این آیه استدلال کنه برای آتش‌بس! حالا نگاه کنین👇
هدایت شده از تأملات | تولايى🚩
4.6M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
دقیقا همون شکلی که آقای طائب استدلال میکردن، بلکه یکم ملایم‌تر، آقای روحانی به آیه استدلال می‌کنه! حالا این آیه خیلی گمنامه و تازه کشف شده؟ نه! کسایی که میگن نمیشه استدلال کرد نبوغ خاصی داشتن و حقایقی براشون روشن شده که بر دیگران مخفی بوده؟ ابدا! اصلا کافی بود سرچ کنن، ببینن رهبر شهید راجع به آیه چی فرمودن! اما نکردن چرا؟ چون ولیّ‌فقیه بعضی دوستان تفاهم و توافق و مذاکره بود بعضی هم تو جو افتادن و گیر کردن! اینکه ثابت کنیم فلان آقای محترم حتما همه کارشون درسته باعث میشه کلی بدیهیات رو هم انکار کنیم... خدایی کسی فکر میکرد یک روزی بخشی از بدنه مؤمن و خوش فکر جبهه انقلاب تا این حد، اونم تو تفسیر به رأی قرآن با حسن روحانی اشتراک پیدا کنن؟! ✊🇮🇷@m_a_tavallaie
هدایت شده از تأملات | تولايى🚩
رفقا! حق محوری با شخص محوری خیلی فرق داره! همه توانمون رو بگذاریم برای کشف حقیقت با اینکه همه حقیقت رو فدای تعریف و تمجید از یک نفر کنیم، خیلی فرق داره! اینکه یاد بگیریم آدم‌های خیلی خوب هم می‌تونن تشخیص اشتباهی داشته باشن و ضمن نقد محترمانه، میشه بعضیا رو خیلی هم دوست داشت، با صفر و صدی دیدن افراد خیلی فرق داره!
هدایت شده از تأملات | تولايى🚩
اینا رو چرا گفتم؟ چون نبش قبر کنم گذشته رو؟ نه! تا بگم حالا چون حرفای بعضیا شبیه حرف روحانیه، دیگه خیلی بدن؟ نه! ولی اتفاقاتی مثل آتش‌بس بازم پیش میاد... این استدلال‌ها بازم شنیده میشه... اگر درست نبینیم کجا رو اشتباه رفتیم برای بار nام هم اون اشتباه رو مرتکب می‌شیم...
دلنوشته‌های یه دختر گل از جیرفت برای امام رضا علیه السلام
آقا... امشب دلم برای چایخانه‌ات تنگ شده. نه برای چایِ شیرینش، برای استکان‌هایی که دستام خسته می‌کرد، برای اون پیرمردِ خرم‌آبادی که گفت: «هر سبد استکان آوردی، برات دعا کردم.» یا اون روحانی ک رفتم استکان جمع کنم خیلی خوش اخلاق بود.حتی فهمید ی سوال دارم ک روم نمیشه بپرسم.و حتی من رفتم یکی فرستاد دنبالم ک سوالم بپرسم. جالبیش اینه هم استانی خودمون هم بود یادته اون روز؟ داشتم استکان جمع می‌کردم، یکی یکی، سبد سبد، دستام دیگه درد می‌کرد، ولی دلم پر بود. اون پیرمرد اومد کنارم، نگاهم کرد، و یهو گفت: «دخترم، من هر بار که استکان می‌آوردی، برات دعا کردم.» همون لحظه، بغضم ترکید. نه برای اینکه کسی حواسش به من بود، برای اینکه فهمیدم تو، از زبانِ یه پیرمرد، داری بهم می‌گی: «دستات رو می‌بینم، زحماتت رو می‌بینم، و دعا می‌کنم برات.» آقا... چرا اینقدر به من بی لیاقت محبت میکنین؟ چرا من رو از بین همه انتخاب کردی؟ من که هیچی نبودم، هیچی نداشتم، فقط یه دلِ کوچیک، پر از دلتنگی. حالا هر وقت اسم مشهد میاد، بغض می‌کنم. هر وقت عکس گنبدت رو می‌بینم، دلم می‌گیره. هر وقت صدای اذان میاد، یاد اون روز اخر می‌افتم که میخواستیم بیایم کرمان و من توی صحن کوثر زیارت وداع خوندم روبری چایخونه... و حرکت کردم ک برم پیش خانوادم و یهوو پرچم شما دیدم ک داره تکون میخوره و ی حس خوب بهم دست داد همون پرچمی دیدم ک امد شهر ما و منی ک مذهبی نبودم مذهبی شدم اونم کلا اتفاقی بود .. آقا... می‌دونی چقدر دلم برات تنگ شده؟ اونقدر که شب‌ها، قبلِ خواب، با خودم خیال می‌کنم برگشتم اونجا، دستام بازم استکان جمع می‌کنه، چادرم بازم بوی چای میده و بازم زائر شما شدم هرشب ، به عکسایی که فرستاده شما برام فرستاده نگاه میکنم حدود ۵۰تا عکس از حرم شما و دلم می‌خواد یهو در باز بشه، یهو کسی بیاد و بگه: آقا طلبید دوباره ک بریم اما نه هیچ‌کس نمیاد، فقط منم و یه گوشی، با یه عالمه عکس و خاطره، و یه دلِ پر از بغض. آقا... اگه یه روز دیگه نرسیدم، اگه یه روز دیگه نتونستم بیام، من همون زهرایِ عاشقم، همونی که شما برام ی خادم فرستادین ک بهم بگین حواستون بهم هست و معلوم نیس تا کی لیاقت دوست داشتن شما داشته باشم اما آقا... من هیچوقت محبت های شما یادم نمیره .شما بهم خیلی محب میکنین و میذارین با شما حرف بزنم هفته ای یک بار یا حداکثر دوبار... «یا رضا... من همون دخترم که هر سبد استکان، یه دعا از پیرمردِ خرم‌آبادی گرفت... و هنوزم، با هر بغض، با هر اشک، با هر دلتنگی، با شما حرف می‌زنم.»