❎اول روایت👈🏽روایتِ علی بن یقطین
علیبنیقطین از حضرت امام موسی کاظم راجع به متعه میپرسید. حضرت جواب میدهند: تو را با متعه چه کار؟ خداوند که تو را از متعه بینیاز کرده است (یعنی تو که زن داری).
تقریبا متن فوق ،متنی است که همه جا در مقابل متعه کردنِ مرد متاهل استناد میشود .
این حدیث علی بن یقطین همه جا همین تکه اولش گفته و خوانده میشود اما کسی ادامه آن را نمیخواند! ادامه اش جالب است و تاحدی برداشت اولیه را نقض میکند اما سانسورچیان محترم! صلاح ندیدهاند ادامه دهند. شاید بتوان گفت بنیانگذار این سانسور متعارف، جنابِ م.م بوده در کتاب نظامِ.... که ایشان به چنین تحریف ها و سانسور های نزدِ اهلش معروف است .
متن روایت:
عَنْ عَلِيِّ بْنِ يَقْطِينٍ قَالَ سَأَلْتُ أَبَا الْحَسَنِ مُوسَى ع عَنِ الْمُتْعَةِ فَقَالَ وَ مَا أَنْتَ وَ ذَاكَ فَقَدْ أَغْنَاكَ اللَّهُ عَنْهَا قُلْتُ إِنَّمَا أَرَدْتُ أَنْ أَعْلَمَهَا فَقَالَ هِيَ فِي كِتَابِ عَلِيٍّ ع فَقُلْتُ نَزِيدُهَا وَ تَزْدَادُ فَقَالَ وَ هَلْ يَطِيبُهُ إِلَّا ذَاكَ
👈🏽ترجمه ی قسمت دوم که توسط سانسورچیان و محرفان حذف میشود :
«علی بن یقطین میگوید میخواهم حکم آن را بدانم. حضرت کاظم (علیه السلام) میفرماید [حلیت] متعه در کتاب علی (علیه السلام) آمده است. ابنیقطین میگوید آیا میتوانیم زیاد متعه کنیم؟ حضرت (روحی فداه) میفرماید آیا خوبی و لذت متعه جز به زیاد بودن آن است؟»
❌پ.ن۱:مفهوم "بینیاز"یا همان " اغناک الله عنها" مفهومی مبهم است و معلوم نمیکند تا چه حد بینیاز؟ نیاز، گاهی ممکن است در حد یک ضرورت شدید باشد (مثل نیاز انسان به تخلی و آب) و گاهی در حد یک نیاز معمولی است که اگر نباشد گرچه وضع، خیلی خطیر نمیشود، اما زندگی مطلوبی هم نخواهد داشت (مثل نیاز انسان به میوه و گوشت) و هر دوی این موارد هم در سطوح بسیار متنوعی میتواند مطرح شود. حال کدام سطح از نیاز و کدام بینیاز، در این روایت، مورد نظر بوده و به چه دلیل؟ اگر به خود راوی نگاه کنیم که به فراخور حال مردان آن روزگار خصوصاً متمولین و سیاسیون، چند زن دائمه و تعدادی کنیز داشته اند. حضرت چنین کسی را مصداق بینیاز خوانده و نهی کرده. معلوم نیست مردان متأهل امروزی که یک زن دارند و کنیزی هم ندارند و بهرهشان از همان یک زن هم به علت برخی تغییرات فرهنگی زنان، به حد سابق نیست، شامل آن فرض شوند؟ ولو ما اسمشان را بگذاریم بینیاز! (که در جای خود توضیح دادیم که اساسا و فطرتا مردها چند خواه هستند و با یک زن بی نیاز از زن دیگر نخواهند شد)
❌پ.ن۲:و نکته ی دیگر اینکه جماعت مستشکل و فقهای مجازی بد نیست بدانند علی بن یقطین، چون در درگاه هارون الرشید ملعون کار میکرده، دستورات امام در برخی موارد حالت تقیه ای دارد نسبت به این فرد، مثل تقیه حتّی در وضو گرفتن تا شیعه بودن وی آشکار نشده و ماموریتی که از طرف معصوم داشت(یعنی وزارت در دستگاه دشمن شیعیان جهت کمک به شیعیان) فاش نگردیده و از بین نرود.
ادامه دارد ...
❎ادامه ی پست بالا(روایت علی بن یقطین)
❌پ.ن۳:
در روایت ابنیقطین، ما با یک پرسش از سوی او و یک پرسش از سوی امام مواجهیم. روشن است که پرسش ابنیقطین استفهام سؤالی است اما پرسش امام چه؟ استفهام سؤالی است یا استفهام انکاری؟ تمام کسانی که از این قسمت روایت خواستهاند نتیجه بگیرند متعه متأهل درست نیست، این انکاری بودن را مفروض گرفتهاند و همینطور چیدهاند روی هم... درحالیکه هیچ قرینهای (نه در خود روایت و نه در بیرون آن) بر انکاری بودن در دست نیست و احتمال سؤالی بودن و انکاری بودن آن توأمان وجود دارد. با این لحاظ، استدلال آن افراد از اساس سست است و قابل اتکا نیست. شاید حضرت واقعاً خواستهاند بدانند چه شده که این شخص به فکر متعه افتاده با اینکه بینیاز است و کممشغله هم نیست و خیلی شایدهای دیگر(با توجه به شخصیت علی بن یقطین). آیا یک پاسخگو وقتی با یک پرسش مواجه میشود حتما باید بلافاصله جواب دهد؟ آیا نمیشود پیرامون مورد پرسش یکی دو سؤالی هم بکند و چندوچون قضیه دستش بیاید سپس جواب دهد؟ از آن یکی دو سؤال آیا باید برداشت نهی و نفی کرد؟! و... بهرحال احتمالات مختلف است و إذا جاء الإحتمال بطل الإستدلال.
توضیح بیشتر 👈🏽 شاهد عرضم آنجاست که وقتی ابن یقطین، مطلب را رها نمیکند و ادامه میدهد حضرت نمیآید مثلاً بگوید: «گفتم که! تو نیاز نداری! دیگه ادامه نده!» (که اگر چنین بود میفهمیدیم متعه منوط به نیاز است) بلکه میبینیم حضرت ابتدا مشروعیت آن را و سپس پرسشی دیگر درباره آن را به خوبی جواب میدهند و همین شاهدی است بر اینکه جمله اول فرمایششان؛ یا اصلاً استفهام انکاری نبوده و یا اگر هم بوده، انکار بر کلیت امر متعه متأهل نبوده بلکه برای خاص این مخاطب گفته شده به جهت خاصی. اگر واقعاً حضرت کراهتی دارند از اجرای این عمل توسط امثال ابن یقطین (مردان متأهل) پس چرا درباره وجه تلذذ قضیه، گرا میدهند که «لذت آن به زیاد بودن آن است»؟! امام که نباید مخاطب را تحریک کند به عمل خلاف شرع!
توضیحی جهت تقریب به ذهن: در فارسی نیز وقتی به کسی که درباره موضوعی پرسش کرده میگوییم «این موضوع به شما چه ربطی دارد؟» گاه در مقام انکار هستیم و چنین میگوییم و گاه هم واقعاً سؤال داریم و اگر جواب قانعکننده بگیریم بسا که کلی توضیح هم به او بدهیم!
دلالت مزبور، فرضی بود نه قطعی. یعنی «چنانچه» و «اگر» ثابت شد استفهام فوق، انکاری بوده است و ضرورتی به حمل بر جهات ثانویه مثل تقیه ندیدیم آنگاه خواهیم گفت مستفاد از روایت، کراهت است. البته همانطور که اشاره کوچکی کردم کراهت برای چه کسی؟ هر مرد متأهلی ولو از این جهت که یک زن دارد؟ یا مردی که مثل ابن یقطین آنقدر همسر دائمه و کنیز دارد که واقعاً میتوان گفت بینیاز است؟ مفهوم بینیاز نسبت به تعریف ما از نیاز میتواند مصادیق مختلفی داشته باشد.
و جواب امام علیه السلام قرینه ی جالبیست 👈🏽"بله ضمناً خوبیاش هم به کثرتش است جناب ابن یقطین! "آیا این طرز گرا دادن به وجه تلذذ، مناسب مقام تبیین یک مکروه است؟! آیا درست است که امام مثلاً بفرماید وطی در دبر نکن که مکروه است(در فرض ثبوتِ کراهتِ وطی در دبر) و خدا را خوش نمیآید اما کلاً بدانید خیلی خوب است؟!!
وقتی ابن یقطین، خود را داخل در سایرین مینماید و با تعبیر «متکلم» مع الغیر سؤال میکند (نزیدها) آیا مناسب نیست امام، تفصیلی دهد و بفرماید (مثلاً) اما انت فلا و لکن غیرک بلی!؟ (کاری که برخی مسألهگوهای فهیم در مقابل سائلین زیرک انجام میدهند!) پس چرا چنین نمیکند؟ همین عدم تفصیل، نوعی تقریر است به اینکه امام، ابن یقطین را داخل در آن جماعت دیده و مانعی برای تعمیم حکم و تقریر کیفیت سؤال او ندیده است.
حال خطاب بنده به برخی مستشکلین و فقهای اینترنتی این است که بدانند بررسی روایات همیطور کشکی نیست.
خرافه وبدعتی به نام #جهیزیه دختر!!!❌❌❌
🔹باکمی تعمق میتوان دریافت که رسم جهیزیه دادن برای دختران که در برخی از کشورهااز جمله ایران رایج است ؛رسمی غلط وآسیب زاست...از مهمترین این اسیب ها میتوان به مواردزیر اشاره کرد:
1⃣مخالفت با سیره معصومین (علیهم السلام)..
2⃣عدم مسؤلیت پذیری و راحت طلبی جوانان....
3⃣کاهش آمار ازدواج وافزایش سن ازدواج....
4⃣اسراف در خرید وسایل....
5⃣تغییر سبک زندگی....
#سبک_زندگی_اسلامی=آرامش_وآسایش_و_👈👈خوشبختی_به_تمام_معنا👉
#خوشبختی_در_ساده_زیستی_ست...
⁉️وسایلِ زندگیِ علت خلقت عالم و عالمین ، امیرالمومنین علی و حضرت فاطمه سلام الله علیهما چه بود و چگونه تهیه شدند؟؟؟
حضرت علی علیه السلام درباره جهیزیه حضرت فاطمه علیهاالسلام چنین می فرمایند:
«روزی پیامبر بزرگوار صلی الله علیه و آله وسلم به من فرمود: زره خود را به بازار برده ، بفروش تا با پول آن وسایل عروسی و جهیزیه ای برای فاطمه تهیّه کنیم. من نیز به دستور پیامبر چنین کرده، بهای آن را به پیامبر تقدیم کردم.
پیامبر مقداری از پول را به ابوبکر و سلمان فارسی و بلال داد و فرمود: مقداری اسباب و لوازم یک زندگی ساده رابرای فاطمه تهیّه کنند و مقداری از آن پول را نیز به همسرش امّ سلمه داد که عطر و چیزهای زینتی برای فاطمه خریداری کند.
بدین گونه جهیزیه ای ساده تهیه شد که چیزی جز شانزده یا نوزده قلم جنس نبود که فقط شانزده عدد آن اسباب و وسیله ی مختصری یک زندگی کوچک بود. وقتی چشمان مبارک رسول خدا صلی الله علیه و آله وسلم به آن جهاز مختصر افتاد، سرش را به جانب آسمان بلند کرد و فرمود: خداوندا ظروف و زندگی را بر کسانی که بیشتر وسایلشان گلی و سفالین است مبارک گردان »
#بدعتجهیــــــــــزیه❌
❌بدعتِ جهیزیه آوردن دختر❌
🔴جهیزیه از نکته نظر قوانین کشور ایران:
✍علاوه بر رجحان شرعی، طبق قانون کشور و به تصریح ماده ی ۱۱۰۷ قانون مدنی، تامین جهیزیه یا اثاث البیت بر عهده ی مرد گذاشته شده است.
✍زندگی هایمان را با #بدعتی مثل جهیزیه آوردن دختر و #شومی ای مثل مهریه های بالا و شروط ضمن العقد #ظالمانه آغاز نکنیم، اگر دنبال #برکت و #خوشبختی در زندگی هستیم....
❌خرافه و گزافه ای به نام جهیزیه❌
⭕️چشم به جیبِ پدر زنت و آورده های زنت داری؟؟؟
⭕️میخوای با پول پدر زنِت زندگی کنی؟؟
⭕️میخوای زندگی شروع کنی به قیمت زیر قرض و وام و غیره رفتن یه مردِ خانه ی دیگه که خودش هزار تا خرج و مشکلات داره؟؟؟؟
⭕️میخوای تا کار به اختلاف رسید منت بزارن سرت که فرشی که داری روش نماز میخونی مال ماست یالا پس بده؟؟؟
⭕️مرد نیستی و نمیتونی خودت یه زندگی تشکیل بدی ؟؟؟
👈🏽اگه ویژگی های فوق رو داری پس جهیزیه از زنت بگیر
#نه_به_جهیزیه_گرفتن_از_زن
هدایت شده از أبوحیدر (حدیث و فرهنگ اسلامی)
❎مهریه ی سنگین = زنجیر های آتشینِ سنگین
💢قال رسول الله صلی الله علیه و آله :
يَا حَوْلاَءُ وَ اَلَّذِي بَعَثَنِي بِالْحَقِّ نَبِيّاً وَ رَسُولاً مَا مِنِ اِمْرَأَةٍ تُثَقِّلُ عَلَى زَوْجِهَا اَلْمَهْرَ إِلاَّ ثَقَّلَ اَللَّهُ عَلَيْهَا سَلاَسِلَ مِنْ نَارِ جَهَنَّمَ
⭕️ای حولاء! سوگند به کسی که مرا به حق به پیامبری و رسالت فرستاده، هر زنی که مهریه اش را بر شوهرش سنگین بگیرد خداوند بزرگ در روز قیامت زنجیرهای آتشین جهنمی را بر او سنگین میگرداند.
📚مستدرك الوسائل 14/238
❎روایت دوم و سوم 👈🏽 روایت مفضل و سهل بن زیاد
۱.عَنِ الْمُفَضَّلِ قَالَ سَمِعْتُ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ ع یَقُولُ فِی الْمُتْعَةِ دَعُوهَا أَ مَا یَسْتَحْیِی أَحَدُکُمْ أَنْ یُرَی فِی مَوْضِعِ الْعَوْرَةِ فَیُحْمَلَ ذَلِکَ عَلَی صَالِحِی إِخْوَانِهِ وَ أَصْحَابِهِ
2. قَالَ أَبُو عَبْدِ اللَّهِ ع لِی وَ لِسُلَیْمَانَ بْنِ خَالِدٍ قَدْ حَرَّمْتُ عَلَیْکُمَا الْمُتْعَةَ مِنْ قِبَلِی مَا دُمْتُمَا بِالْمَدِینَةِ لِأَنَّکُمَا تُکْثِرَانِ الدُّخُولَ عَلَیَّ وَ أَخَافُ أَنْ تُؤْخَذَا فَیُقَالَ هَؤُلَاءِ أَصْحَابُ جَعْفَر (اگر چه این روایت چیزی را اثبات نمیکند)
❌اول من باب سندی "محمد بن سنان" (در روایت اول) و "سهل بن زیاد" و او از "عده من اصحابنا" (در روایت دوم) که در مقابل روایاتی که چنین ضعف هایی ندارند باید اخذ به اوثق کرد (در فرض وجود تعارضی که قابل رفع نباشد با احادیثی که در این باره وجود دارد ) که البته جالب است بدانیم برخی که گاهی با صرف چنین ضعف هایی روایت را کنار میگذارند اما این جا و امثال اینجا از مبنای غلط خود دست برمیدارند و ...) اما از بحث سندی میگذریم.
❌اما از حیث دلالت،
⭕️ روایت دوم به صراحت به ماده «خوف» اشاره کرده و معلوم است که درباره تقیه است. حاصل کلام اینکه امام علیهالسلام میفرماید «شما چون زیاد نزد من میآیید، اینجا به عنوان اصحاب جعفر شناخته میشوید، پس مادام که در این شهر هستید دنبال متعه نروید. (چون اگر بازداشت شوید آبروی من میرودیا شما را به جرم شیعه بودن میکشند یا اینکه جان حجت خدا به خطر می افتد و یا خطرات دیگری که احتمال دارد وجود داشته باشد)» اینجا خوف بازداشت و... و وقتی خوف بازداشت و آبروریزی عمومی از معصوم زمان و قتل و ...باشد، مستحب را باید ترک نمود.
⭕️روایت اول نیز به درجه خفیفتری به همین موضوع اشعار دارد. تعبیر «موضع العورة» یعنی جاییکه موضع خطر و ناامن است. در این جا از متعه منع میشود، مبادا آبروریزی از «صالحی إخوانه» شده و وجهه شیعیان و برادران ایمانی، نزد عوام مخدوش گردد. پس روایت، به پنهانکاری و رعایت جهات امنیتی در امر متعه دلالت میکند.
✍🏽نکته۱ : زمان صدور این روایات، جامعه و حاکمیت فرقی بین زنا و متعه قائل نبودند یعنی اگر اصحاب را بازداشت میکردند یا قضیه برملا میشد اصحابِ امام علیه السلام را تهمتِ زنا بلکه شدید تر از زنا و تهمتِ وارد کردن بدعت برای انجام زنا وارد میکردند.
✍🏽نکته ۲:این دو روایت هم که گاها برای تقبیح یا غیر مشروع دانستن متعه کردن متاهل میاورند اصلا هیچ ارتباطی به این موضوع ندارد و در خود روایت هیچ اشاره ای به متاهل بودن یا مجرد بودن نداشته و امام علیه السلام دلیلش را صرفا و صرفا به جهاتِ تقیه ای ذکر فرموده و لا غیر که برای عاقلِ غیرِ مغرض کاملا واضح و روشن است .
🔎این دو روایت به قدری از مورد بحث دور است و واضح است که ما به همین مقدار کفایت میکنیم .
❎روایت چهارم👈🏽روایت ضعیف السندی که باز هم با وجودِ ضعف سند ،عمومِ مستشکلین یا کامل ذکر نمیکنند یا بدرستی ترجمه نمیکنند.
وَ عَنْ سَهْلِ بْنِ زِیَادٍ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ الْحَسَنِ بْنِ شَمُّونٍ قَالَ: کَتَبَ أَبُو الْحَسَنِ علیه السلام إِلَی بَعْضِ مَوَالِیهِ لَا تُلِحُّوا فِی الْمُتْعَةِ إِنَّمَا عَلَیْکُمْ إِقَامَةُ السُّنَّةِ وَ لَا تَشْتَغِلُوا بِهَا عَنْ فُرُشِکُمْ وَ حَلَائِلِکُمْ فَیَکْفُرْنَ وَ یَدَّعِینَ عَلَی الْآمِرِینَ لَکُمْ بِذَلِکَ وَ یَلْعَنُونَا.
امام علیه السلام به بعضی از موالیان خود نوشتند: در باب متعه "پافشاری"(اصرار) نکنید، بر شماست که فقط سنت پیامبر را به جای آورید و به وسیله ی مشغول متعه شدن از همسران دائم خود غافل نشوید ، چرا که زنان حلال شما کفر میورزند و به کسانی که شما را امر به متعه میکنند، نفرین میفرستند.
✍🏽پینوشت ۱: در ترجمه ی رایج بجای ترجمه ی کلمه ی "لا تلحّوا " به "اصرار نورزید" یا "پافشاری نکنید" مترجمین و مسشکلینِ بیمار دل و تحریف کننده های احادیث اینگونه ترجمه میکنند که "به سراغ متعه نروید " در حالی که بین این دو ترجمه زمین تا آسمان فرق است وقتی امام علیه السلام بیفرماید: "ای متاهل به سراغ متعه نرو" یعنی اصلا متعه انجام نده حتی یک بار و دوبار اما وقتی امام بفرمایند ای متاهل اصرار و پافشاری بر متعه انجام نده یعنی متعه انجام بده اما پا فشاری نکن و در حقیقت این حدیث در همین یک کلمه به وضوح بیانگر جواز و عدم حرمت یا حتی کراهتِ متعه برای متاهل است .
✍🏽پینوشت ۲:باز هم در جمله ی "انما علیکم اقامه السنه " یعنی "برشما باد برقرار کردنِ سُنَّت" میبینیم مترجمین مغرض و تحریف گرانِ احادیث این جمله را به ازدواج دائم ترجمه و تعبیر کرده اند در حالی که با جمله ی" لا تلحو" یعنی "اصرار نورزید" بسیار روشن میشود که منظور از "سُنَّت " متعه است یعنی :ای متاهل بر متعه کردن اصرار نکن اما به اندازه ی برپا بودن سنت این عمل را انجام بده کما اینکه علامه مجلسی در مرآه العقول به همین مطلب تصریح دارند
و در حدیثی از امام صادق علیه السلام ،متعه را از "سنت"معرفی میفرمایند
➰المتعة نزل بها القرآن و جرت بها السنّة من رسول الله.
🔺حكم متعه در قرآن نازل شده و سنّت پيغمبر بر طبق آن جارى گرديده است.
📓نورالثقلين، ج ۱، ص ۴۶۷
📓تفسير برهان، ج ۱، ص ۳۶۰
تا اینجای این حدیث که نهی بر متعه کردن متاهل بصورت مطلق نبود
✍🏽پینوشت۳: عبارت "تشغلوا بها عن فرشکم و حرائرکم " یعنی "به وسیله ی مشغول متعه شدن از همسران دائم خود غافل نشوید" یعنی دلیلی برای این "نهی"، (آن هم نه با ترجمه و تعابیرِ محرفین احادیث )وجود دارد و آن اینکه اصرار کردن بر متعه نباید باعث شود که حقوقِ همسرانِ دائم خود را پایمال کنید .
❌توضیحات و نکات دیگری هم در این حدیث بر رد ادعای مخالفینِ متعه کردن مرد متاهل هست که از حوصله و وقت ما خارج است و به همین اندازه که با حدیثی که مخالفینِ متعه متاهل علم میکنند،جواز و حتی رجحانش را بجهت اقامه ی سنت اثبات کردیم کفایت میکند.
ازدواج های مهجور
❎روایت دوم و سوم 👈🏽 روایت مفضل و سهل بن زیاد ۱.عَنِ الْمُفَضَّلِ قَالَ سَمِعْتُ أَبَا عَبْدِ اللَّ
❌این پست ادیت شد بزرگوارانی که توی کانال هاشون میزارن اصلاح کنند.