خاطرات سمـّی ازدواج 🇮🇷
به مامانم میگم بریم لوبیا بگیریم من قرمه سبزی درست کنم یاد بگیرم، میگه: چیه؟ طرف گفته قرمه سبزی دوست
https://eitaa.com/nashenas_ezdevaji/7230
خیلی عادیه که
منم بنا به علاقه شخصیم دوره مکالمه به زبان عربی ثبت نام کردم
خانوادم که متوجه شدن گفتن طرفت عربه؟!😂😟
#مخاطب
سلام به نظرتون اگه روز خواستگاری با اسب سفید بریم خونه طرف خوشش میاد؟
(البته اسب رو قرض بگیریم از یکی از دوستام و فقط برای نمایش ببریم)
+ شوخی میکنی دیگه 😳
بعداز یه عمر چشم انتظاری الان قراره خواستگار بیاد خونمون برق رفته
بابام رفته درحیاط اگه خواستگار اومد بیاره بالامامانم منوبادمیزنه عرق نکنم زشت بشم
هیچی سرجای خودش نیست
هندوانه گرم چایی سرد😡
خودتون تصور کنیدخونه ی مارو
#مخاطب
وای یعنی میشه همین امسال منم بنویسم:
یا علی گفتیم و عشق آغاز شد؟🥲🥲😍😂
#مخاطب
ادمین اتفاقی افتاده؟ دیر سین میزنی ادمین سالمی؟
+رفتم نجف دخیل بستم بختتون باز بشه😅
یه فانتزی سم از خودم بگم
الان یادم اومد منی که متولد ۷۶ ام توی ۱۸_۱۹ سالگی فانتزیم این بود که عروس اقای خامنه ایی بشم چون خیلی دوسش دارم ، بعد پسرش با من دعوا کنه رهبر هم در حمایت از من که عروسشونم با پسرشون دعوا کنن🥲
بعد از سه چهار سال که توی فانتزی خودم داشتم پودر میشدم و اقدامی از بیت رهبری ندیدم 🤣 رفتم گوگل سن پسرای رهبر رو سرچ کردم دیدم نه باباااا جای پدر منن همشون ، اونجا فانتزیم پودر شد
درکل اقاجون عروست که نشدیم در کل عروس هم نشدم😅
#مخاطب