eitaa logo
فروشگاه ستاره‌ها 📚
790 دنبال‌کننده
1.2هزار عکس
315 ویدیو
25 فایل
با این ستاره‌ها می‌توان راه را پیدا کرد "رهبر مقام معظم رهبری" ارتباط با پشتیبان کانال: @admin_setareha باشگاه مخاطبین انتشارات ستاره‌ها: @m_setareha #شهدا_ستاره_نبودند_ستاره_شدند #برای_زنده_نگه_داشتن_یاد_شهدا_کتاب_بخوانیم
مشاهده در ایتا
دانلود
فروشگاه ستاره‌ها 📚
پشت هر اعتراض، داستانی شخصی نهفته است... آیا ترس می‌تواند جستجوی هویت یک دختر نوجوان را متوقف کند؟
📚
نویسنده
: رضا وحید
ناشر
: ستاره ها
تعداد صفحات: 216
نوع جلد: شومیز 
قطع: رقعی
🛒
جهت خرید مستقیم از سایت 
روی لینک زیر کلیک کنید👇🏻
🌐https://nashresetareha.ir 💳
جهت خرید آنلاین
به آیدی زیر پیام بدید☺️👇🏻
🆔 @admin_setareha 📌 نشر‌ستاره‌ها 🆔 https://eitaa.com/f_setareha
بخشی از کتاب: دست‌هایم می‌لرزید، نه از سرما، از هیجانی که توی رگ‌هایم می‌دوید؛ هیجانی که من را به جلو هل می‌داد. اسپری قرمز را محکم‌تر فشار دادم. صدای «پِش‌پِش» رنگ که روی دیوار مدرسه پاشیده می‌شد، در سکوت سنگین نیمه‌شب، مثل ضربان قلب دیواری زخمی بود. از «زن» گذشته بودم و داشتم «زندگی» را با خط‌های کج و لرزان می‌نوشتم، انکار خودِ کلمه می‌خواست از دیوار جدا شود و فرار کند. نفس‌نفس می‌زدم. بوی تند رنگ توی بینی‌ام می‌پیچید و چشم‌هایم را می‌سوزاند. تازه می‌خواستم کلمه‌ی بعدی را شروع کنم که صدای راه رفتن از اول کوچه‌ی عطار آمد. 📌 نشر‌ستاره‌ها 🆔 https://eitaa.com/f_setareha‌
بخشی از کتاب: سکوت شکست. صدای قلبم ناگهان توی سرم پیچید. درست شده بود مثل پرنده‌ی ترسیده‌ای که بال می‌زند و می‌خواهد از هر جایی که گیرش بیاید، فرار کند. اسپری از دستم سُر خورد و روی آسفالت کوچه افتاد. صدایش در آن سکوت نیمه‌شب، چیزی کمتر از افتادن تیرآهن از روی کامیون نداشت. با یک نگاه دیدم رنگ قرمز اسپری از پایین کلمه «زندگی» رد مارپیچی کشید و پایین آمد، مثل خونی که از زخمی عمیق تراوش کند و بیشتر از «زندگی»، «مرگ» را یادآور باشد. پشت سرم فریاد خشن مردی را شنیدم: «بگیرش! دختره رو، بگیر!» پاهایم قبل از آنکه مغزم فرمان بدهد، شروع به دویدن کرده بودند. به سرعت می‌دویدم. باد آبان‌ماه، تیغ سردش را روی صورتم می‌کشید. موهایم از زیر شال سیاهم بیرون زده بود و مثل پرچم درتاریکی می‌رقصید. کوچه‌های تنگ اطراف مدرسه را مثل کف دستم می‌شناختم، می‌دانستم عطار غربی به باباطاهر می‌خورد و از آن جا می‌توانم به خیابان آبکوه بروم. آن‌جا هم چند رستوران و پمپ بنزین.... 📌 نشر‌ستاره‌ها 🆔 https://eitaa.com/f_setareha‌
🌷 «جَعَلَ اللهُ الصَّبرَ مَعُونَةً عَلَی استِیجابِ الأجر.» 📘 خداوند صبر را وسیله‌ای برای رسیدن به پاداش قرار داد. منبع: خطبه فدکیه – بحارالأنوار، ج ۲۹، ص ۲۲۳ 📌 نشرستاره‌ها 🆔 https://eitaa.com/f_setareha
🌷 «خَیرُ الزّادِ لِیَومِ الرَّحیلِ التَّقوی.» 📘 بهترین توشه برای روز کوچ، تقواست. منبع: بحارالأنوار، ج ۶۷، ص ۲۳۵ 📌 نشر‌ستاره‌ها 🆔 https://eitaa.com/f_setareha
هیچ اعتراضی بی‌قصه نیست… آیا سکوت می‌تواند پاسخ پرسش‌های یک دختر نوجوان باشد؟ «راز آونگ» روایتی است از زندگی مینا در دل مدرسه‌ای ناآرام؛ جایی که
هویت
،
انتخاب
و
ترس
به هم گره می‌خورند. 📌 نشر‌ستاره‌ها 🆔 https://eitaa.com/f_setareha
فروشگاه ستاره‌ها 📚
هیچ اعتراضی بی‌قصه نیست… آیا سکوت می‌تواند پاسخ پرسش‌های یک دختر نوجوان باشد؟ «راز آونگ» روایتی اس
📚 ‌ نویسنده: حمیده حسینا ناشر: ستاره ها تعداد صفحات: ۲۱۳ نوع جلد: شومیز قطع: رقعی 🛒 جهت خرید مستقیم از سایت روی لینک زیر کلیک کنید👇🏻 🌐https://nashresetareha.ir 💳جهت خرید آنلاین به آیدی زیر پیام بدید☺️👇🏻 🆔 @admin_setareha 📌 نشر‌ستاره‌ها 🆔 https://eitaa.com/f_setareha
بخشی از کتاب: مینا کتاب ریاضی را از کیفش بیرون کشید. روی دسته‌ی صندلی‌اش باز کرد. بوی کاغذ نو در مشامش پیچید. هنوز داشت عطر کتاب را بو می‌کشید که صدای قدم‌های بلند شیدا، همهمه‌ی آرام کلاس را شکست. شیدا جلو آمد. کتاب را از زیر دست مینا قاپید و گفت: — مگه نگفتم درس تعطیله؟ مینا گفت: — چه خبرته؟ کتابمو بده. شیدا بدون این‌که پلک بزند، کتاب را روی دسته‌ی صندلی پرت کرد. با صدایی پرشور ادامه داد: — الآن وقت درس خوندن نیست. دیگه نباید کوتاه بیایم. همه چی داره تغییر می‌کنه. وقت به انقلاب بزرگه. ریحانه تکیه داده بود به پنجره، دو انگشتش را داخل دهان گذاشت و سوت بلبلی زد. — آفرین! همینه! 📌 نشر‌ستاره‌ها 🆔 https://eitaa.com/f_setareha‌
بخشی از کتاب: سمانه، نسترن، نرجس، شیدا و نورا دست زدند و جیغ کشیدند. بچه‌های کلاس سکوت کرده بودند، ساکت و بهت‌زده به شیدا و دوستانش نگاه می‌کردند. شیدا برگشت پای تخته. مقنعه‌اش را روی شانه انداخت. آن را مچاله کرد، رو کرد به بچه‌ها و گفت: — بچه‌ها این‌جا رو… همه‌ی نگاه‌ها برگشت سمت شیدا. مقنعه‌اش را مچاله کرد و بی‌هوا از پنجره پرت کرد بیرون. صدای جیغ و هورا کشیدن دوستانش، کلاس را پر کرد. شیدا قدم برداشت سمت مینا. روبه‌رویش ایستاد: — یه دختر بیگناه کشته شده، می‌فهمی؟ کشتنش! یه دختر مثل من، مثل تو… 📌 نشر‌ستاره‌ها 🆔 https://eitaa.com/f_setareha‌
هدایت شده از KHAMENEI.IR
🗞 آمریکا باید پاسخگو باشد 🖼روزنامه اینترنتی KHAMENEI.IR در سرمقاله خود به قلم دکتر سیدعباس عراقچی وزیر امور خارجه جمهوری اسلامی ایران، مسئولیت حقوقی مداخله آشکار آمریکا در فتنه اخیر کشور را تشریح کرده است. 📝 متن کامل سرمقاله وزیر امور خارجه جمهوری اسلامی ایران را از اینجا بخوانید. 📥 دریافت نسخه PDF 🔍 مشاهده شماره‌های قبلی روزنامه اینترنتی 👇 farsi.khamenei.ir/tag-content?id=26358