السلام على الحسين
و على علي ابن الحسين
و على اولاد الحسین
و علی اصحاب الحسين
#رزق_صبحگاهی #امام_حسین
┄┅┅┈⊰᯽📚᯽⊱┄┅┅┄
همراه ما باشید
ایتا | روبیکا | سروش | بله
تو ماجراهای دوره رضاخان، قیام مسجد گوهرشاد یکی از پرالتهابترین روزهای تاریخ مشهد بود. اما تا حالا فکر کردید آدمهای معمولی تو دل این طوفان چه حالی داشتن؟
💔 عشق، سوگ و ایستادگی در «باغ خونی»
«بیگم» دختری است که در هیاهوی قیام گوهرشاد، ناگهان تکیهگاههای زندگیاش را از دست میدهد. اما این پایان ماجرا نیست؛ این آغازِ نبرد او برای حفظ هویت، ایمان و امید در میان شعلههای ستم است.
در این کتاب، شما فقط یک داستان نمیخوانید، بلکه در کوچهپسکوچههای مشهدِ قدیم قدم میزنید، بوی خاک و خون را حس میکنید و با شخصیتهایی همسفر میشوید که میان «تسلیم» و «مبارزه»، راه دوم را برگزیدهاند.
🛒 همین حالا این رمان ماندگار را به کتابخانه خود اضافه کنید:
https://nashresetareha.ir/product/bloody-garden/?ref=593
📌 #معرفی_کتاب #باغ_خونی #نشر_ستارهها #رمان_تاریخی
📚همراه ما باشید در
ایتا | روبیکا | سروش | بله
رمان «باغ خونی» داستان پرکشش دختری به نام «بیگم» است. دختری که تو جریان این قیام تاریخی، پدر و شوهرخواهرش رو از دست میده و حالا باید تو شهری پر از آشوب، تنهایی برای حفظ امید و هویتش بجنگه. یه داستان بینظیر از مقاومت تو روزهای سخت…
⏳بخشی از کتاب:
سر قبر بها نشسته بودم؛ اما اشکی نداشتم. نمیدانم چه مرگم بود. انیس با زاری خودش را میزد و خاک پالپال شدهٔ قبر را روی سرش میریخت. من و خورشید زور میزدیم آرامش کنیم؛ کاری که عبث بود. آغاننه هم یکسره کنار قبر نشسته بود و ریز و بیصدا اشک میریخت و حمد و سوره میخواند. ننه برزو مثل چوب خشک بالای سر آغاننه ایستاده بود و تکان نمیخورد؛ معلوم بود معذب است. برزو هم کلاه به سر و دست به سینه، کنار قبر دیگر و روبهروی ننهٔ اِش ایستاده بود و حواسش به دور و بر بود. یکی دو نوبه خواسته بودم به آژان لیچار بگویم که برزو جلویم را گرفته بود. مردک حرف زور میزد. البته حق داشت؛ نه تنها غم ما را نمیفهمید، بلکه یحتمل در فقرهٔ کشتار مسجد گوهرشاد، شتل مقبولی هم گرفته بود.
📚همراه ما باشید در
ایتا | روبیکا | سروش | بله
📚 عنوان کتاب: افسر بیبی
✍️ نویسنده: خانم افسانه جانفزا
🌟 رده سنی: جوان و بزرگسال
📝 قالب: تاریخ شفاهی
💛 درباره کتاب:
بچهها دیده بودند که مهدی چطور با چند نارنجک، چند تانک دشمن را از پا درآورده بود.
با لبخند میگفت: «حیفه آرپیجی حروم کنیم، وقتی میشه با یه نارنجک کارو راه انداخت!»
#افسر_بی_بی #تاریخ_شفاهی #زنان_قهرمان
┄┅┅┈⊰᯽📚᯽⊱┄┅┅┄
همراه ما باشید
ایتا | روبیکا | سروش | بله
🔹 شرایط ویژه تهیه کتاب:
🔖 کد تخفیف ویژه ۲۰٪ : (setareha84)
🔸 کلیک کنین جهت سفارش 👈🏻 https://nashresetareha.ir/?p=1000005490
🔹 ارتباط با ادمین 👈🏻 @admin_setareha
#افسر_بی_بی #تاریخ_شفاهی #زنان_قهرمان
┄┅┅┈⊰᯽📚᯽⊱┄┅┅┄
همراه ما باشید
ایتا | روبیکا | سروش | بله
السلام على الحسين
و على علي ابن الحسين
و على اولاد الحسین
و علی اصحاب الحسين
#رزق_صبحگاهی
#امام_حسین
┄┅┅┈⊰᯽📚᯽⊱┄┅┅┄
همراه ما باشید
ایتا | روبیکا | سروش | بله
🔍عنوان کتاب:پاییز آن سال
✍نویسنده: فرزانه مهری
🔖رده سنی: نوجوان
📝قالب:رمان
📖درباره کتاب
«پاییز آن سال» روایتگر لحظهای شیرین و پرانرژی در مدرسه است که معلمها و دانشآموزان با خنده و محبت کنار بساط هویج و آبمیوه دور هم جمع شدند تا فضای مدرسه پر از شادی و انگیزه شود. 🍂
#پائیز_آن_سال #رمان
┄┅┅┈⊰᯽📚᯽⊱┄┅┅┄
همراه ما باشید
ایتا | روبیکا | سروش | بله