رابطهمان شبیه چای است. گاهی سرد میشود و گاهی تلخ. سردیاش برای سرشلوغی من است و تلخیاش بهخاطر نقدهایی که میدانم به نوشتههایم نمیکند تا دلم نشکند. هرازگاهی که توی ایتا پیام میدهم/میدهد انگار چای را تازه دم میکنم. وسط نظرهایی که درباره نوشتههای هم میدهیم و قربانصدقه بچههای هم که میرویم، گاهی یک لینک برایم میفرستد یا یکیدو تا عکس از کتاب؛ بدون هیچ توضیحی. یک قانون نانوشته بینمان است که میگوید: «یعنی این کتاب را بخوان؛ من ازش خوشم اومده، لابد تو هم دوستش داری.» آخرین بار برایم فرستاد که دارد به پاتوقها در نوار گوش میکند. اشتراک نوار نداشتم. نسخه الکترونیکیاش را در فیدیپلاس پیدا کردم. این روزها که خدا حسابی دارد امتحانم میکند و راهبهراه سنگ که نه شهابسنگ میاندازد جلوی پایم، پاتوقها برایم راه میانبر باز کرد. شبیه این بود که قند افتاده باشد توی رابطه من و او. عذاب وجدان داشتم از این که دهه اول محرم کتاب غیرمناسبتی بخوانم؛ اما صفحهصفحه کتاب را مثل شلهزرد نذری روی زبانم مزهمزه کردم. شخصیت اصلی زن رمان بهجز جنسیت هیچ شباهتی به من ندارد. مجرد است، تنها زندگی میکند و کار پژوهشی میکند. جومپا لاهیری اما چنان او را زنده میکند و تکههای پازل زندگیاش را در بخشهای کوتاهکوتاه روبرویم میچیند که رابطهام با آن زن هم شبیه چای میشود؛ چایی که یکنفس میشود هورت بکشمش و تا مدتها عطر و طعمش توی مغزم بپیچد.
@chiiiiimeh
@faaash
هدایت شده از چیمه🌙
.
«راهنمای زیستن در روزگار سخت»
آنتن گوشی، صبحها توی ابردهسفلی پر است. بعد از چند هفته سفر چشمهایم را وسط باغی اطراف شاندیز باز میکنم. میخواهم از زندگی بین افراد خانوادهام لذت ببرم، اما شب قبل بچهها تبولرز داشتهاند و خودم افتادهام به استخوان درد. بهشان میگویم بلیط بگیرم و برگردیم قم؟! راضی نمیشوند. میرویم درمانگاه. با آمپول و دارو سروته ماجرا را هم میآورم. چند روز بعد باز میپرسم برگردیم خانه؟ اینبار استخر و بچههای خاله و مادربزرگ را بهانه میکنند.
تسلیم میشوم. به ناشر پیام میدهم که یکچهارم کار تکمیل شده. خواهش میکنم وقت بیشتری بهم بدهد. محرم را فقط از نگاه دیگران تماشا کردم. حتی برای نوشتن توی کانال شخصی تمرکز کافی نداشتم. دعوت تاسوعای بیت رهبری را رد کردم تا از بچهها سوال تکراری «چرا مثل بقیه مامانا برامون وقت نمیذاری؟!» را نشنوم. بیحوصلگی را با خواندن کانال دوستم «فاش» برطرف میکنم. عکس کتابی که بهش معرفی کردهام را گذاشته. خوشحال میشوم کتاب پاتوقها را خوانده و نظرش را داده.
از رابطهمان نوشته که شبیه چای است، گاهی سرد میشود، گاهی تلخ، گاهی تازهدم. ما قبلا همکار بودیم. به خاطر هوش و استعداد و آن کلاه و لباس فارغ التحصیلی آبی رنگ توی پروفایلش «دانشگاه شریفی» صدایش میزدم. راهبهراه ازش سوال میپرسیدم. بعد از اینکه جوابم را میداد، میگفت: گوگل دوست خوب ماست. میخندیدم و میگفتم: اگر تو یادم ندهی که من خنگول یاد نمیگیرم. ویراستاری یادم داد و اینکه بهتر است در لحظه عصبانیت تصمیمهای جدی نگیرم.
برای فاطمهالسادات شهروش که خیلی حساس است نیمفاصله اسم و فامیلش را درست بگذارم، صوت گذاشتم که: «میدونی هیچچیزی اندازه نوشتن درباره خودم و خودت و رابطه کتابیمون نمیتونست حالم رو خوب بکنه.» بعد شادابتر رفتم سراغ تمامکردن متن نیمهکارهای درباره امید و آیندهنگری. تیک یکی از کارهایم را که زدم، با خیال راحتتری توانستم برگردم کنار بقیه. کیک تولد را گذاشتم روی میز و کلاه دست بچهها دادم. رضا اولین خواهرزادهام، نیمهی محرم هشت سال پیش به دنیا آمد.
@faaash
@chiiiiimeh
.
اگر بهتازگی کتاب یا کتابهایی خریدهاید فهرستش را برایم بفرستید. در کنار اسم هر کتاب حداکثر در دهدوازده کلمه بنویسید که چرا تهیهاش کردهاید: شخص خاصی معرفیاش کرده، نویسندهاش را دوست دارید و...
پس از جمعبندی نتیجه را همینجا بارگزاری میکنم. به این امید که لابهلای کتابهایی که نامشان آمده، چشمتان روشن شود به جمال کتابی جذاب.
@faaash
فاش
اگر بهتازگی کتاب یا کتابهایی خریدهاید فهرستش را برایم بفرستید. در کنار اسم هر کتاب حداکثر در دهد
دارم جمعبندی میکنم. جا نمونید
هدایت شده از حلقه نهم کتابخوانی مبنا
🥰 سلام به رفقای خوب کتابخوان
وقت شروع دوره دوم حلقه کتاب نوجوان رسیده است و قلبمان تالاپ و تلوپ میکند که زودتر همراه با دختران و پسران گلمان باشیم .
🍀 انشاالله آغاز دوره ما از ۱۹ مرداد، جمعه خواهد بود.
☘از نوجوانان ۱۱ تا ۱۷ ساله دعوت میشود همراه با تسهیلگران مبنا ، دو جلد کتاب را همخوانی کنیم.
🍀مدت زمان تقریبی دوره یک ماه است. اما به دلیل تداخل با سفر اربعین، این دوره به مدت یک هفته تعطیل خواهد بود.
🍀هزینه شرکت در این دوره ۴۰۰ هزار تومان است.
🍀کتابهایی که در این دوره میخوانیم و تسهیلگرهای شما، هنگام ثبتنام معرفی میشوند.
🍀برای ثبتنام وارد لینک زیر شوید:
https://formafzar.com/form/ko4vt
🍀هر سوالی در مورد دوره داشتید، به آیدی زیر در ایتا پیام بدهید:
@babaee1983
امیدوارم این مدت کوتاه، آغازگر یک دوستی طولانیمدت باشد😍🌸🌸
فاش
اگر بهتازگی کتاب یا کتابهایی خریدهاید فهرستش را برایم بفرستید. در کنار اسم هر کتاب حداکثر در دهد
گشودن رمان: چون قبلا از کتابخونه امانت گرفته بودم و خیلی دوستش داشتم
بوته بر بوته: چون اسمش رو زیاد این ور و اون ور شنیده بودم
جریان چهارم: چون اسم نویسندهش برام آشنا بود
خاک سرد است: چون رضا امیرخانی ازش تعریف کرده بود
شهاب دین: چون شنیده بودم شبیه کهکشانن نیستیه
چیزی برای از دست دادن ندارید چون جانهایتان: هم عنوان جذابی داشت و هم نمیدونم کدوم یک از اساتیدم پیشنهادش کرده بودن
به زبان مادری گریه میکنیم: چون باید همه کتابای اطراف رو داشته باشم
آن سوگ: چون دوستم توش جستار داره (سلام چیمه)
تهران جان: چون دوستام توش جستار دارن (سلام ریحانه و سلام مرضیه و سلام مرادی)
خانه کتاب بازهای خانم امیرزاده: چون دغدغه ی داشتن این مدل خانه رو دارم
دورت بگردم خانم غفارحدادی: چون همیشه طنز نثرشون رو دوست داشتم.
پسری که دور دنیا را رکاب زد: مجموعه سهجلدیه. سفرنامه است برای نوجوان. دارم میخونمش. جالبه.
این وبلاگ واگذار میشود: یکی از کتابهای معروف فرهاد حسنزاده است. قلم نویسنده رو هم دوست دارم. گفتم ببینم چی نوشته.
مجموعه سرگذشت استعمار: تاریخیه و مخصوص نوجوان. کتابیه که از خوب بودنش زیاد شنیده بودم دیگه تهیهش کردم بخونم.