مامانم یه حرف خیلی قشنگی میزد:
«دوست داشتن بعضی آدما مثل اشتباه بستن
دکمههای پیراهنه، تا به آخرش نرسی
نمیفهمی که از همون اول اشتباه کردی» :)
خو غلط کردی کوتاه کردی... من نکردم که اینجاها کمکم کنه😂 بعدم؛ من اصا مامانم نمیذاره آرایش و این چیزا کنم😂
+ گرم بودد
منم مث این... هیچکس سوپرایزم نکرد! ولی من همرو سوپرایز کردم :)))) هیچ وقت هم شکایت نکردم که چرا منو سوپرایز نکردید تاحالا... هیچ وقت! همهی این حرف ها و حسرت هارو تو خودم خاک کردم :)) خاکش هنوز گرمه🙃
+:)))
ولی من بیشتر از سوپرایز شدن عاشق سوپرایز کردنم