رفتی و نداری خبر از دردِ گرانم..
از حال خرابِ دل و از بغضِ نهانم..
آرام و قرار دلِ سرگشتهای اما..
بر هم زده هر خاطرهات، روح و روانم..
مرداب شدم ساکت و متروک و پریشان..
از برکهی من رفت شبی ماهِ نهانم..
هر چند پس از رفتنت آوایِ سکوتم..
نامت شده نجوای شب و وِرد زبانم..
تنها منم و دفترِ باران زده وقتی..
چتر غم تو باز شده بر سرِ جانم..
آخر چه کنم، بیکس و تنها و غریبم..
در شهر دلت عابرِ بی نام و نشانم..
برگرد به این قلبِ پر از خواهش و پردرد
چون بی تو نفس رفته و من بیضربانم
#نگار_حسینی
صحبت های تلفنی من و دختر چشم سبزم اینجوریه که هر دو خانواده آخرش التماس میکنن تا قطع کنیم
( سابقه داشتیم بابام تلفنو از برق کشیده🤣🎀 )
مطلع شدیم که یکی از دوستای دوران راهنماییم فوت شدن :)
میشه لطفا براش یه فاتحه بفرستین ؟
همه شب دست به دامان خدا تا سحرم
كه خدا از تو خبر دارد و من بي خبرم
رفتي و هيچ نگفتي كه چه در سر داري
رفتي و هيچ نديدي كه چه آمد به سرم
گرمي طبعم از آن است كه دل سوخته ام
سرخي رويم از اين است كه خونين جگرم
كار عشق است نماز من اگر كامل نيست
آخر آنگاه كه در ياد توام در سفرم
اين چه كرده ست كه هرروز تو را مي بيند؟
من از آيينه به ديدار تو شايسته ترم
عهد بستم كه تحمل كنم اين دوري را
عهد بستم ولي از عهد خودم ميگذرم
مثل ابري شده ام در به در و شهر به شهر
واي از آن دم كه به شيراز بيفتد گذرم.....
ميلاد عرفان پور
هدایت شده از مُخَـیــَّـم
من همه چیزو تو زندگیم تموم کردم ولی هیچوقت زورم به تو نرسید هیچوقت دلم نیومد واسه همیشه تمومت کنم ، یه جاها نزدیک شدم ولی بازم شروع کردم به ادامه دادنت و نمیدونم چرا سر تو یه نفر انقدر قلبم بی عقله .