مطلع شدیم که یکی از دوستای دوران راهنماییم فوت شدن :)
میشه لطفا براش یه فاتحه بفرستین ؟
همه شب دست به دامان خدا تا سحرم
كه خدا از تو خبر دارد و من بي خبرم
رفتي و هيچ نگفتي كه چه در سر داري
رفتي و هيچ نديدي كه چه آمد به سرم
گرمي طبعم از آن است كه دل سوخته ام
سرخي رويم از اين است كه خونين جگرم
كار عشق است نماز من اگر كامل نيست
آخر آنگاه كه در ياد توام در سفرم
اين چه كرده ست كه هرروز تو را مي بيند؟
من از آيينه به ديدار تو شايسته ترم
عهد بستم كه تحمل كنم اين دوري را
عهد بستم ولي از عهد خودم ميگذرم
مثل ابري شده ام در به در و شهر به شهر
واي از آن دم كه به شيراز بيفتد گذرم.....
ميلاد عرفان پور
هدایت شده از مُخَـیــَّـم
من همه چیزو تو زندگیم تموم کردم ولی هیچوقت زورم به تو نرسید هیچوقت دلم نیومد واسه همیشه تمومت کنم ، یه جاها نزدیک شدم ولی بازم شروع کردم به ادامه دادنت و نمیدونم چرا سر تو یه نفر انقدر قلبم بی عقله .
فادیا
مطلع شدیم که یکی از دوستای دوران راهنماییم فوت شدن :) میشه لطفا براش یه فاتحه بفرستین ؟
اومدم سر قبرش :)
توی قطعه جان آفرینان دفنش کردن
آنقدر مهربون بود که با نبودنش هم به یه نفر جون داده :)
تو از حزب سیه چشمان،من از کابینه ی عشقم
به بــــــــادم میدهد آخر، خیال یاد چشمانـــــت :)
امسال دومین سالیه که پیشمون نیستی و من هیچ وقت دلهره ای که اون روز داشتم و یادم نمیره :)
#سیدابراهیم