دلواپس گذشته مباش و غمت مباد
من سالهاست هیچ نمیآورم به یاد
بی اعتنا شدم به جهان بیتو آنچنان
کز دیدن تو نیز نه غمگین شوم نه شاد
من داستان آن گل سرخم که عاقبت
دلسوزی نسیم سرش را به باد داد
گفتی ببند عهد و به من اعتماد کن
نفرین به عهد بستن و لعنت به اعتماد
این زخم خورده را به ترحم نیاز نیست
خیر شما رسیده به ما مرحمت زیاد
- فاضل نظری
در آتشِ خیالِ تو با خود قدم زدم
دورانِ عاشقی به همین سادگی گذشت
روزی ز چشمِ مردم و روزی به پای تو!
عمرِ مرا ببین که به افتادگی گذشت...
#فاضل_نظرى
هدایت شده از کُنج دلم ؛
رود را تا به ابد، تشنۀ مهتاب گذاشت
داغ لبهای خودش را به دل آب گذاشت
#تاسوعای_حسینی_تسلیت_باد🖤
تو ای کسی که مرا آفرید و از خود راند
مرا که دربهدرِ بازگشتنم دریاب ...
#فاضل_نظری