فداییان بانوی دمشق
🎧کتاب صوتی " با من مهربان باش" اثر دکتر مهدی خدامیان آرانی (با خدای خویش اینگونه سخن بگوییم) فصل5⃣
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
نمایش در ایتا
Ba-Man-Mehraban-Bash-06.mp3
1.53M
🎧کتاب صوتی " با من مهربان باش" اثر دکتر مهدی خدامیان آرانی
(با خدای خویش اینگونه سخن بگوییم)
فصل6⃣
🎙با صدای #نویسنده و صداپردازی ایمان امینیان
#با_من_مهربان_باش
#مهدی_خدامیان_آرانی
@fadayiane_banoye_damshgh
هدایت شده از فداییان بانوی دمشق
صلوات خاصه امام رضا علیه السلام:
اللهّمَ صَلّ عَلی عَلی بنْ موسَی الرّضاالمرتَضی الامامِ التّقی النّقی وحُجَّّتکَ عَلی مَنْ فَوقَ الارْضَ و مَن تَحتَ الثری الصّدّیق الشَّهید صَلَوةَ کثیرَةً تامَةً زاکیَةً مُتَواصِلةً مُتَواتِرَةً مُتَرادِفَه کافْضَلِ ما صَلّیَتَعَلیاَحَدٍ مِنْ اوْلیائِک.🌹🍃
🌷 راه همنشین شدن با پیامبران در بهشت
روزى حضرت داود در مناجاتش از خداوند خواست همنشين او را در بهشت به وى معرفى كند، از جانب خداوند ندا رسيد كه فردا از دروازه شهر بيرون برو، اولين كسى كه با او برخورد کنی همنشين تو در بهشت است. روز بعد، حضرت داود به اتفاق پسرش سليمان از شهر خارج شد، پيرمردى را ديد كه پشته هيزمى از كوه پائين آورده تا بفروشد. پير مرد كه متى نام داشت، كنار دروازه فرياد زد كيست كه هيزم بخواهد؟ يك نفر پيدا شد و هيزمش را خريد. حضرت داود پيش او رفت و سلام كرد و گفت: آيا ممكن است امروز ما را مهمان كنى؟ پير مرد پاسخ داد: مهمان حبيب خداست، بفرمائيد، سپس پير مرد با پولى كه از فروش هيزم به دست آورده بود مقدارى گندم خريد، وقتى به خانه رسيدند پير مرد گندم را آرد كرد و سه عدد نان پخت و نانها را جلوى مهمانانش گذاشت. وقتى شروع به خوردن كردند، پير مرد هر لقمهاى كه به دهان مى برد، ابتدا «بسم الله» و در انتها «الحمدلله» مىگفت، وقتى ناهار مختصر آنها به اتمام رسيد، دستش را به طرف آسمان بلند كرد و گفت: خداوندا، هيزمى كه فروختم، درختش را تو كاشتى، آنها را تو خشك كردى، نيروى كندن هيزم را تو به من دادى، مشترى را تو فرستادى كه هيزمها را بخرد و گندمى را كه خورديم، بذرش را تو كاشتى، وسايل آرد كردن و نان پختن را نيز تو به من دادى، در برابر اين همه نعمت من چه كردهام؟ پيرمرد اين حرفها را مى زد و گريه مىكرد. داود نگاه معنا دارى به پسرش كرد، يعنى همين است علت اينكه او با پيامبران محشور مى شود.
📗 شهید عبدالحسین دستغیب داستانهای شگفت ص۳۰/ روزنامه کیهان
فداییان بانوی دمشق
❌ بهشت زمینی #تاریخ_مستطاب_آمریکا 🚩در یک افسانه ی معاصر آمده است که پدر مقدس که در آسمان هاست زمین
❌ بهشت زمینی ۲
#تاریخ_مستطاب_آمریکا
🔹🔸🔹 دو قرن پس از تشکیل آمریکا ( در اواخر قرن ۱۹) وضعیت فقرا همچنان رو به وخیم تر شدن بود. در نیویورک صد هزار نفر در زاغه ها و زیر زمین هایی زندگی می کردند که در اطرافشان تیفوس، سل و گرسنگی موج می زد. محلاتی پر از زباله و موش و حشرات. ساکنان این محلات آب آشامیدنی خود را از رودخانه ای تهیه می کردند که روزانه ۱۳ میلیون گالن فاضلاب در آن ریخته می شد.
🔺🔻 بسیاری از فقرا در خیابان ها و در میان زباله ها می خوابیدند و چون در این نقطه از نیویورک مجرای فاضلاب وجود نداشت، فاضلاب خانه ها از هر طرف به این محلات سرازیر می شد و از زیرزمین هایی که محل زندگی فقرا بود سر در می آورد و همین مساله بیماری های واگیرداری مانند وبا، تیفوئید و تیفوس را در این منطقه از نیویورک شایع می کرد.
فداییان بانوی دمشق
⭕️#سوال از محضر حضرت آقا: ⁉️۲۷. با توجه به برنامههای اقتصاد مقاومتی، مشکلات کنونی اقتصاد کشور حل خ
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
نمایش در ایتا
⭕️#سوال از محضر حضرت آقا:
⁉️۲۸. اقتصاد مقاومتی چه هست و چه نیست؟ خصوصیّات مثبت آن و خصوصیّات منفی و سلبیِ آن چیست؟
✅#پاسخ: یک الگوی علمی متناسب با نیازهای کشور ما است ــ این آن جنبهی مثبت ــ امّا منحصر به کشور ما هم نیست؛ یعنی بسیاری از کشورها، امروز با توجّه به این تکانههای اجتماعی و زیروروشدنهای اقتصادیای که در این بیست سی سال گذشته اتّفاق افتاده است، متناسب با شرایط خودشان به فکر یک چنین کاری افتادهاند. پس مطلب اوّل اینکه این حرکتی که ما داریم انجام میدهیم، دغدغهی دیگر کشورها هم هست؛ مخصوص ما نیست.
۱۳۹۳/۰۱/۰۶
#شب_نشینی_با_آقا
#پرسش و #پاسخ
🕊🕊🕊
🔶سقا صدایش می کردند. به مادرش گفته بود: میخواهم جبهه هم سقا باشم.
🔷همیشه قبل ازخودش به رزمنده ها آب تعارف می کرد. سرسفره ی ناهار و شام هم دنبال پارچ های آب می دوید، و وقت وبی وقت به آنها آب تعارف می کرد.
🔶میگفت: آب نطلبیده مراد است. حتی آب قمقمه اش را هم می بخشید. تشنه شهید شد؛ همانطورکه آرزو داشت.
🌺شهید زکریا صفرخانی🌺
#شبتون_شهدایی🌙✨