_
انقدر لباس ریختم تو لباسشویى که یه تعدادیشو درآورده داره با دست میشوره
_
_
با من از عذاب وجدان حرف نزنین من حتی با اسنپم برم جایی تو ترافیک بمونم احساس شرمندگی نسبت به راننده پیدا میکنم 😔🤏🏻!
_
_
طوافِ کعبه گر حاجی کند یک بار در عُمری
منِ دیوانه هر ساعت ، به گرد یار می گردم
_
_
بی تو تقویمِ دلم تا به ابد گشته خزان..
کاش با پایِ بهارت برسی، عید شود!
_
_
در دفتر یادداشت هایش نوشت دیگر نه اشتیاقی دارم که بروز دهم، نه توانی دارم که خود را مشتاق نشان دهم
_