ناگهان دیدم که از دستت عصبانی نیستم!
دلشکسته هم نیستم، حتی قهر هم نیستم؛ خلاصه این که من دیگر با تو هیچ چیز نیستم...
-جمال ثریا
رک بگویم از همه رنجیدهام!
از غریب و آشنا ترسیدهام
رد پای مهربانی نیست،نیست
من تمام کوچه را گردیدهام..
سالها از بس که خوشبین بودهام
هر کلاغی را کبوتر دیدهام
وزن احساس شما را بارها
با ترازوی خودم سنجیدهام
بیخیال سردی آغوش ها
من به آغوش خودم چسبیدهام
من تمام گریههایم را شبی
لابه لای واژه ها خندیدهام:)
_فریدون مشیری