یادمه وقتی پدربزرگ بابام فوت کرد، دو هفته بعدش زنشم رفت پیشش
یعنی نزدیک هشتاد سال باهم عشق کنید بعد که اون نیست انگار"این دنیا دیگه ارزش نداره"
رفتم، مرا ببخش و مگو او وفا نداشت
راهی بجز گریز برایم نمانده بود
این عشق آتشین پر از درد بیامید
در وادی گناه و جنونم کشانده بود
رفتم که داغ بوسه ی پر حسرت تو را
با اشکهای دیده ز لب شستشو دهم
رفتم که ناتمام بمانم در این سرود
رفتم که با نگفته به خود آبرو دهم
_فروغ فرخزاد