eitaa logo
Paria's papers.
85 دنبال‌کننده
1.4هزار عکس
11 ویدیو
9 فایل
خیال می کردم می خونی شعرامو. . . . آیدی بهخوانم : @plibro لینک ناشناس، صحبت کنید باهام لطفا : https://eitaa.com/nashenas_app/app?startapp=link_ofd2k1i&btn=پریا https://abzarek.ir/service-p/msg/3632326 چنل ناشناس‌ها : @delphiunknown
مشاهده در ایتا
دانلود
😭😭😭💖
کاش تو جنگ ۱۲ روزه مرده بودم
بچه ها لینکایی که توی ناشناس فرستادین خیلی خوب بود مرسی
چه غمی داره زندگی کردن
کاش متوجه باشیم که تعصب با تعصب فرقی نداره و به هر شکلی که باشه و درمورد هر چیزی که باشه بده🙏 نمی‌دونم چرا خیلی از آدما تو همه‌ی موارد انتخابی هستن. تو نژاد پرستی انتخابی هستن، تو آزادی انتخابی هستن، توی احترام به عقاید انتخابی هستن ( منظورم از عقیده حالا قتل و پدوفیل و متجاوز بودن و غیره و غیره نیست قاعدتا )، تو همه چی رسما انتخابین. کلا انگار انسان دوست داره به هرکی دوست داره هیت بده بدون اینکه ببینه خودشم داره شبیه همون رفتار می‌کنه، درواقع حق رو به خودش میده که اون جوری باشه ولی به بقیه نمیده چون بر این عقیده‌س که درمورد خودش اشکالی نداره. اه بس.
واقعا خسته کننده و به غایت مزخرف، کیل می پلیز ( اگه به ممبرهای f.m بر نمیخوره😂 )
Paria's papers.
کاش متوجه باشیم که تعصب با تعصب فرقی نداره و به هر شکلی که باشه و درمورد هر چیزی که باشه بده🙏 نمی‌دو
من حس‌ می‌کنم آدما تعصب رو هم توی یه سری موارد فقط می‌بینن. درحالی که این واژه و مفهوم یه چیز کلیه و شامل هر چیزی میشه. تو می‌تونی درمورد رشته‌ی‌ تحصیلیت هم متعصب باشی به این معنی که بدون بررسی های دوباره و دوباره، بدون شنیدن نظرات بقیه درموردش، بدون آگاهی به نقاط قوت و ضعفش، بدون پذیرش مشکلاتش، فقط و فقط و فقط چشم بسته و کورکورانه بگی بهترین رشته‌ی دنیاست. خلاصه، تعصب از هر دری اومد تفکر از اون یکی در رفت که رفت، و انسان ممکنه حرفش درست هم باشه ها ولی وقتی متعصبانه روش پافشاری کنه، به مرور اون درست خراب میشه و دیگه چیز خوبی نیست. آره خلاصه، تعصب مثل آب راکده. آب چیز خوبیه ولی وقتی راکد شه کم کم آلوده میشه، چیزی هم که روش مدام فکر نکنی راکد میمونه و میگنده.
اصن یه جوری شکوفا شدم، امروز مرغ درست کردم! مرررغ! رسپی هم نداشتم تازه واسه خود مرغه. انقدرم خوب شد.
اون دفعه هم که جنگ شده بود - چقدر واقعا فانه (اصلا فان نیست ) که زرت و زرت جنگ داریم - روزی یه کتاب میخوندم و آشپزی و فلان و بیسار تازه اون موقع خونه هم نبودیم دست و بالم خیلی باز نبود.