به این فکر میکنم که اساسا کتابهای پادآرمانشهری رو بر اساس یکی از این دو حالت مینویسن
یعنی شاید به ظاهر و در لایههای بالاتر چیزای دیگهای باشه ولی در بطن، ناشی از یکی از این دو مورد هستن
حالا از اون ور میگه پس از مدرن شدن جوامع، توازن بین این دو مورد خیلی تحت تاثیر قرار گرفته
حرفی که من معمولا زیاد میزنم همینه.
که انسان خارج از نهادهایی که توشون هست فکر کنه، به صورت شخصی و با ذهن و فکر خودش چیزها رو بسنجه و تحلیل کنه. چون یک نهاد هرچقدرم خوب باشه یک " نهاده " و قراره از منافع و عقاید خودش دفاع کنه و همه چیز رو در اون چارچوب بسنجه و وابسته به همون چارچوب قضاوت کنه. و یه جورایی میتونه خیلی تک بعدی بشه.