Paria's papers.
برای اساطیر نورس مگنوس چیس هم خوبه، خودم نخوندم هنوز البته ولی به قلم ریک ریوردان اعتماد دارم
وای این بلاییه که سر خیلی از فن ها اومده، من اول با فندوم آشنا شدم و به واسطهشدن پرسی رو خوندم و فهمیدم ترتیب به چه صورته
ولی تا قبلش چون فن دو آتیشهی پرتقال بودم یه ذره مونده بود که آپولو و مگنوس رو بخونم
جاش مایکل وی خوندم🙏
Paria's papers.
میدونی شاید بشه از این دید نگاه کرد که هرکدوم از این خدایان، به واسطهی خدا بودن شون توی هر چیزی ن
کابین کی هستی بگو بدونم سر کدوم میز پیدات میتونم بکنم🙏
وای اصن من کلا عاشق حسن تعلیلمم، اینا هم که دیگه تهش بودن.
به نظر من هم آتش قبلش باید باشه، چون وقتی انقد بدوی بودن که آتش نداشتن قطعا نظام باوری پیچیده و ساختارمندی هم نداشتن.
منم سناریوی محبوبم همینه که گفتی. اول واقعه و بعد افسانه شدنش.
Paria's papers.
لوک خیلی گناه داشت😭 و آنابث حتی بیشتر از اون. هرمس رو من این طوری بودم که این چرا انقد کم نقش داره ی
سگ هایی بودند بسیار منفعت طلب و خودخواه
Paria's papers.
در عنفوان جوانی خوابشو میدیدم یادش بخیر، چقدر خوش میگذشت
قشنگ تایپ نیمی از دخترا.
بامزه و جنتلمن، واقعا انسان از زندگی چی میخواد دیگه؟ اینکه یکم خنگول بود هم که فداش شم کیوت منه
Paria's papers.
اره منم یادم نیس ۱۴ سالم بود میخوندمش حدود سه قرن و نیم پیش یعنی. من از تمام این رقیبها توی کتابا و
همون که پرسی رو اشتباهی بوسید؟ مطمئن نیستم یادم نیس
ولی بعدا کالیپسو با لئو وارد رابطه شد دیگه، پس حله خطری نداره😂
خب بیاید یکمی درمورد اساطیر هندواروپایی بخونیم.
اول از همه اینکه یک طبقه بندی سه گانه واسهی اینا وجود داشته که توش مردم رو به سه بخش تقسیم میکردن.
بالاترین طبقه روحانیون یا براهمنه ( پیشوایان ) بودن که اینا جادو بلد بودن و با چیزای پشت پرده در ارتباط بودن
در طبقهی دوم جنگجویان یا کشتریه وجود داشتن که شامل پادشاه ها هم میشدن
در طبقهی سوم هم کشاورزان ( وَیشیَه ) بودن که شامل بازرگان ها و دامدارها و کلا تولید کنندگان میشدن
البته یه طبقه هم بوده شامی افراد مغلوب و محروم.
حالا این میان چیزی هست که میگی این طبقه بندی بیشتر هندوایرانیه و متعلق به زمانی هست که پدران آریایی های مهاجر به هندوستان هنوز با هم زندگی میکردن و یک قوم واحد بودن، و چنین طبقه بندی ای در اوستا هم بدین ترتیب دیده میشه.
حالا اگر دقت کنیم اصولا این طبقه بندی سه گانه توی اساطیر باقی ملل هم وجود داشته و همین طور توی باقی مفاهیم اساطیری.
مثلا سه گانگی جرم و جنایت و بلا. توی کتیبهی داریوش اومده که اهورامزدا این کشور را از قحطی ( بلایی مرتبط با کشاورزان ) و دروغ ( بلایی مربوط به روحانیون ) و دشمن ( بلایی درمورد جنگجویان ) در امان نگه داره.
یا مثلا باز هم در اوستا برای بیماریها سه نوع درمان ذکر شده : ورد و دعا ( روحانیون )، کارد یا چاقو یعنی بریدن و جراحی اینا ( جنگجویان ) و گیاه ( کشاورزان ) .
نمونههای بیشتری از این سه گانه ها میشه پیدا کرد که هرکدوم بر میگردن به یکی از این سه طبقهی اجتماع ولی اگه بخوام بگم طولانی میشه.
در اساطیر هند در وهلهی اول دو ایزد داریم که مرتبط با طبقهی اول یعنی روحانیون هستن.
میترا و وروُنَه.
این دوتا کاملا متضاد ولی در عین حال مکمل همدیگه هستن.
میترا ایزدی بشریه ( نفهمیدم یعنی چی ولی توی ورونه گفته ایزادی غیر انسانی پس شاید از نظر ویژگیهای انسان دوستانه میگه؟ ) و ایزد دوستی و نیکوکاری و پیمانه. از کارهای نیک انسان پشتیبانی میکنه و ضامن تمام عهد و پیمان های شرافتمندانهس. میترا تجسمی از روز و روشنایی و صفات مهربانانه، کمک کننده و خوشدلانهس. و چون ایزد بی رحمی و خشونت نیست، هرچیز نرم دلانه و ملایمی تحت سیطرهش قرار میگیره حتی خوراکیهایی که به خودی خود و به سادگی پخته یا مصرف میشن ( اینو جلوتر بهتر متوجه میشیم توی وروُنَه )
هوش، شیر و قربانیِ درست هم مرتبط با میترا هستن ( من فعلا نتونستم اطلاعات بیشتری از کتاب های دیگه درمورد میترا بخونم، ولی به محض اینکه اطلاعاتم بیشتر بشه آپدیت میدم )
از طرفی نقطهی مقابل میترا، ورونه هست. یک فرمانروای مضطرب، ترسناک، مسلح به سلاحی گرفتار کننده و مقاومت ناپذیر ( توی کتاب نوشته مسلح به تور و بند ).
ورونه ایزدی خودکام، آزاد و تجسمی از خصلت های دیوگونه و بی رحمانه و خشنه. تا سالیان سال هم معتقد بودن که خودش از دیوهاست ولی بعدا گفتن نه نیست. از طرفی ورونه تجسمی از شبه، درست مخالف میترا که تجسم روز و روشناییه. و درست برخلاف میترا ایزد تمام چیزاییه که با تبر و چاقو و به سختی کباب میشن و کلا خشن مشنن. قربانی نادرست هم ( بازم نمیدونم ینی چی ولی حدس هایی دارم ) به اون مرتبطه.
حالا بریم سراغ ایزد طبقهی دوم یعنی جنگجویان
اسمش هست ایندرَه و ایزد جنگ و مظهر جبروت و ضرورت، قدرت و خشونته و پیروزی و غنیمت بهش مرتبطن. سلاحش آذرخشه ( عه زئوس طور ) و دیو میکشه و جهان رو از گزندشون نجات میده و در نهایت از پیروزی سرمست میشه.
او در نهایت ایزد پیروزی و بخشندهی همهی نتایج و نعمتهای مادیه.