در اساطیر هند در وهلهی اول دو ایزد داریم که مرتبط با طبقهی اول یعنی روحانیون هستن.
میترا و وروُنَه.
این دوتا کاملا متضاد ولی در عین حال مکمل همدیگه هستن.
میترا ایزدی بشریه ( نفهمیدم یعنی چی ولی توی ورونه گفته ایزادی غیر انسانی پس شاید از نظر ویژگیهای انسان دوستانه میگه؟ ) و ایزد دوستی و نیکوکاری و پیمانه. از کارهای نیک انسان پشتیبانی میکنه و ضامن تمام عهد و پیمان های شرافتمندانهس. میترا تجسمی از روز و روشنایی و صفات مهربانانه، کمک کننده و خوشدلانهس. و چون ایزد بی رحمی و خشونت نیست، هرچیز نرم دلانه و ملایمی تحت سیطرهش قرار میگیره حتی خوراکیهایی که به خودی خود و به سادگی پخته یا مصرف میشن ( اینو جلوتر بهتر متوجه میشیم توی وروُنَه )
هوش، شیر و قربانیِ درست هم مرتبط با میترا هستن ( من فعلا نتونستم اطلاعات بیشتری از کتاب های دیگه درمورد میترا بخونم، ولی به محض اینکه اطلاعاتم بیشتر بشه آپدیت میدم )
از طرفی نقطهی مقابل میترا، ورونه هست. یک فرمانروای مضطرب، ترسناک، مسلح به سلاحی گرفتار کننده و مقاومت ناپذیر ( توی کتاب نوشته مسلح به تور و بند ).
ورونه ایزدی خودکام، آزاد و تجسمی از خصلت های دیوگونه و بی رحمانه و خشنه. تا سالیان سال هم معتقد بودن که خودش از دیوهاست ولی بعدا گفتن نه نیست. از طرفی ورونه تجسمی از شبه، درست مخالف میترا که تجسم روز و روشناییه. و درست برخلاف میترا ایزد تمام چیزاییه که با تبر و چاقو و به سختی کباب میشن و کلا خشن مشنن. قربانی نادرست هم ( بازم نمیدونم ینی چی ولی حدس هایی دارم ) به اون مرتبطه.
حالا بریم سراغ ایزد طبقهی دوم یعنی جنگجویان
اسمش هست ایندرَه و ایزد جنگ و مظهر جبروت و ضرورت، قدرت و خشونته و پیروزی و غنیمت بهش مرتبطن. سلاحش آذرخشه ( عه زئوس طور ) و دیو میکشه و جهان رو از گزندشون نجات میده و در نهایت از پیروزی سرمست میشه.
او در نهایت ایزد پیروزی و بخشندهی همهی نتایج و نعمتهای مادیه.
Paria's papers.
حالا بریم سراغ ایزد طبقهی دوم یعنی جنگجویان اسمش هست ایندرَه و ایزد جنگ و مظهر جبروت و ضرورت، قدرت
خب حالا بریم سراغ ایزدان طبقهی سوم یعنی کشاورزان
Nastya و Ashrama
اینا بخشندگان سلامتی، برکت، باروری و جوانی هستن.
معجزه برای کمک به ضعیفان، عاشقان، دخترای دم بخت یا حتی حیوانات عقیم (!) به عهدهی اوناست. و همچنین فراوونی مال و برکت و نعمت و جمعیت هم برای ایناست.
حالا ایزدهای کوچیکتر هم هستن که اغلب توی همین دستهی سوم قرار میگیرن و فعلا ازشون نخوندم چیزی.
Paria's papers.
منبعم چیه حالا
و اولین باری هست که دارم اساطیر ایرانی رو میخونم برای همین منبع دیگه ای ندارم هنوز و اره همین
به این فکر میکنم که من تا الان ده هزار بار به شکل های مختلف منفجر شدن اتاقم یا خونهمون یا هرجایی که میشناختم رو تصور کردم.
خیلی وحشتناکه، انقدر تصور کردم که واسم کاملا ملموس شدن و فقط منتظرم رخ بدن.