eitaa logo
Paria's papers.
87 دنبال‌کننده
1.4هزار عکس
11 ویدیو
9 فایل
خیال می کردم می خونی شعرامو. . . . آیدی بهخوانم : @plibro لینک ناشناس، صحبت کنید باهام لطفا : https://eitaa.com/nashenas_app/app?startapp=link_ofd2k1i&btn=پریا https://abzarek.ir/service-p/msg/3632326 چنل ناشناس‌ها : @delphiunknown
مشاهده در ایتا
دانلود
کلی کتاب جدید پیدا کردم
از صدای ما زندگی پر از شعر و شور بود. هرچه غصه بود از دیار ما، دور دور بود. ما پرندگان توی زندگی غم نداشتیم. از غذا و آب از هوا و خواب کم نداشتیم. زندگی پر از شعر و قصه بود، صاف و صاف و صاف. مثل آب رود توی باغ و دشت، تند می گذشت.
کم کم آمدند سوی ما، ز دور، مردمی شرور. در خیالشان، فکرهای بد توی قلبشان نقشه و کلک. توی دستشان، دام و تیر و تور...
آسمان ما با صدا و دود، رنگ غم گرفت.
آب های صاف برکه برکه بود، قطره قطره شد.
آسمان پر از خاک و دوده شد. باغ زندگی، بی سروده شد.
چاره ای نماند جز خیال کوچ کوچ از آشیان
دوستان من یک به یک همه بال و پر زدند. کوه و دشت را باغ و بیشه را خوب سر زدند.
من ولی هنوز با هزار امید، در هوا، رها بال می زنم تک پرنده‌ی این مکان منم.
در دلم هنوز دارم آرزو؛ تا شود ز نو این‌ زمین بهشت، پاک، چون بهشت پاک، چون بهشت.
تک پرنده‌ی این مکان منم.