در روایت نوشته مولا مینشست در مسجد
میفرمود : اَوَ تَضرِبُ الزَهراء نَهرا ؛ تو روزِ
روشن جلو چشمم فاطمه رو زدند ، وَ یَوخَذُ
مِنّا حَقُّنا قَهرا وَ جَبرا ، به زور و جبر حق ما رو
گرفتن .. وَ لا نَصیرا وَ لا مُجیرا ؛ یه نفر نبود
کمک کنه، همه همدست شده بودن ، انگار
می خواستن تو یه ثواب دسته جمعی شریک
بشن ، آمار بالاتر از چهل نفره ، هر کی میرسیده
یه ضربهای میزده ، میفرمود : وَ لَیتَ اِبنُ ابیطالب ماتَ قبلَ یومِ ؛ ای کاش علی قبل این روز میمرد ..
کآورِ،روح ؛🇵🇸|🇮🇷
آرزو ..؟! بسم الله ، نـــجـــف .
اندکی من هستم و مابقی کُرور کُرور آرزو
ولی زورم به دنیا نمیرسد که نمیرسد ..
هدایت شده از کآورِ،روح ؛🇵🇸|🇮🇷
یه وقتی بود سید زنان عالَم
دختر نبیِ خدا، آنکه دلیل ِخلقت ِخدا بود
برای دفاع از امام زمانش خودش رو فدا کرد
فرزند شش ماههاش رو فدا کرد
بعد ما سنگ ِمحبت ِهمون خانوم رو
به سینه میزنیم دریغ از اینکه
قدمی برای رضایت و دفاع و ظهورِ
امام زمان مون برداریم ..
- چقدر دلم پره ..!