بکگراند
Welcome tomy Chanel
❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️
https://eitaa.com/fallow78hamim
۰
۰
۰
۰
۰
Fallow 🐾
252.2K حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
Welcome tomy Chanel
❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️
https://eitaa.com/fallow78hamim
۰
۰
۰
۰
۰
Fallow 🐾
487.6K حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
Welcome tomy Chanel
❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️
https://eitaa.com/fallow78hamim
۰
۰
۰
۰
۰
Fallow 🐾
1.3M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
Welcome tomy Chanel
❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️
https://eitaa.com/fallow78hamim
۰
۰
۰
۰
۰
Fallow 🐾
670.1K حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
Welcome tomy Chanel
❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️
https://eitaa.com/fallow78hamim
۰
۰
۰
۰
۰
Fallow 🐾
388.5K حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
عمل به قول داریم ✨چه عمل به قولی✨
امارم:13
آمارخزش:100
چنلمون
https://eitaa.com/fallow78hamim
پس ببینمتون❤️🩹✨
پارت پنجم. رمان
رویا:حامی دارم میمیرم
حامی:وایسا برم دکتر خبر کنم
________________________
رفتم و همش تو راه میدویدم
رسیدم به دکتر
دکتر با نگرانی پرسید:آقای صالحی چیشده؟
حامی: د...دکتر. خانومم
دکتر سریع پرستار ها رو خبر کردن و به اتاق رفتند
حامی تا دید رویا بیهوش شده استرسی شد
دکتر:آقای صالحی بی زحمت برین از اتاق بیرون
حامی:حتماً
__________________________
بیرون وایساده بودم
هی تو راهرو راه میرفتم تا مامان لیلا، جانا و باباحمید اومدند
مامان لیلا:سلام
جانا:سلام داداشی
باباحمید:حامی بابا
حامی:س...سلام به همتونن
باباحمید:چرا اینجوری حرف میزنی
حامی:رویا بیهوشه بچه تابیده احتمال اینکه دونفرشون سالم از اتاق عمل بیاند بیرون کمه
مامان لیلا:ایشالا چیزی نمیشه پسرم
حامی:امیدوارم
جانا:داداش گلم خونسردی ت رو حفظ کن قربونت بشم من
حامی:جانا اگه جای من بودی چیکار میکردی
جانا:امممممم من گه پدر نمیشم
حامی:خب حالا تو هم جانا من روت غیرتیما
جانا:معلومه
باباحمید:خب حالا ساکت شین
_______________________
دکتر اومد بیرون
گفت:آقای صالحی و خانواده همراه فقط تا جایی که میتونین واسه حال ۲نفرشون دعا کنید
حامی دیگه طاقت نداشت دوباره حالش بد شد فشارش زد بالا افتاد رو زمین
مامان لیلا: آقای دکتر یعنی چی
دکتر:خانم محمدی نمیخواستم بگم ولی رفتند توی کما
و دکتر رفت
بابا حمید:اع حامی
حامی:ب......بابا چ...چرا ای..نجوری شد🥺😟
بابا حمید:بابا جونم فقط دعا کن واسش
حامی از هوش رفت
هدایت شده از 𝑯ꪳꪷꪲ𝒂ຼ𝒂҄𝒎݀ꨲꨭ݀ꨲꨭ݀ꨲꨭ݀ꨲꨭ݀ꨲꨭ݀ꨲꨭ݀ꨲꨭ݀ꨲꨭຼ࣭࣪𝒊𝒎ྎ 𝑪ᝓຼຼ᮫᜔݁۫𝒐𝒄᷎᷃𝒂᮫᜔݁۫ 𝑪᷎᷃𝒐๋̟࣭࣭࣭𝒍𝒂້້
همسایه میخوام
آمارم؟ 36
آمارت؟ مهم نیست
چنلم؟ @haamim_the_moon
من؟ @Hosna1717
منتظرتونممم🙃
پارت ششم. رمان
تا حامی از هوش رفت جانا رفت کنارش صداش میکرد:داداشی بلند شو تروخدا
مامان لیلا:پسرم بلند شو حامیییی
بابا حمید:ای وای حامی حامی
جانا دوید و رفت دکتر رو آورد
دکتر:آقای صالحی چیشد یهو
مامان لیلا:آقای دکتر تا شنید همسرش رفته تو کما از هوش رفت
دکتر:برانکارد رو الان میارم
دکتر برانکارد و آورد بردش تو یکی از اتاق ها بهش سرم وصل کرد و اومد بیرون :خانواده محترم صالحی حال همسر شون خوب شده و حال ایشون هم خوبه خداروشکر برید بالا سره آقای صالحی
جانا:بالا سر خانمشون نریم؟
دکتر:نه بزارید اولین نفر خودش بره
رفتن بالا سر حامی.....حامی چشماشو باز کرد و با نگرانی و بغض گفت:مامان ..بابا..جانا حال رویا چطوره هنو تو کماست؟ ؟
مامان لیلا:نه پسرم دکتر گفت که اولین نفر تو بری بالاسرش
حامی:راست میگی
مامان لیلا:آره پسرم
حامی:خب من میخوام برم جانا بیا کمکم کن
بابا حمید:خب بزار من بیام
حامی:بزار اینم یکم کار کنه😂
جانا:ای بابا😂😂ولی داداش مراقب باشی ها
حامی:مراقب چی
جانا:دوباره از هوش نری😂
حامی:واقعا که
__________________
از زبان حامی:
رفتم پیش رویا البته باسرم
دیدم بهش سرم وصله تا من رو دید گفت
رویا:حامی چی شده
حامی:هیچی عزیزم مهم نیس
رویا:بگو لطفا
حامی:اسرار نکن
رویا:حامی
حامی:تا دکتر گفت رفتی تو کما حالم به شدت بد شد و از هوش رفتم
رویا:الهی بمیرم
حامی:خدانکنه 🙂
رویا:حامی جونم
حامی:بله
رویا:اسم دخترمون رو چی بزاریم؟😊
حامی:امممم نمیدونم نیکا خوبه؟
رویا:نیلا و نیکا امممم خوبه ولی نورا نزاریم
حامی:نیلا و نورا حتما بهم میاند🥺😊
رویا:چه قشنگ شد
حامی:هومم
رویا: حامی دکتر ها هنوز معتقدند که بچه چرخیده
حامی:اع یادم رفت وااااای
رویا:نگران نشی ها
حامی:نه ولی دقت کردی سرم هامون تموم شده
رویا:اع برو به دکتر بگو0
حامی(فریاد):جانااا
جانا:بله
حامی:برو به دکتر بگو سرم تموم شدا