eitaa logo
⛧ 𝐇𝐀𝐌𝐈𝐌𝐍𝐎𝐈𝐑 𖤐
143 دنبال‌کننده
1.5هزار عکس
499 ویدیو
1 فایل
𓆩 ⛧ 𝐇𝐀𝐌𝐈𝐌𝐍𝐎𝐈𝐑 𖤐 𓆪 𖤐 𝐒𝐓𝐀𝐑𝐓 𝐅𝐑𝐎𝐌 𝐇𝐄𝐑𝐄 ⛧ 𖤐 𝐒𝐓𝐀𝐑𝐓 : 1404/10/15𖤐 🍒 «وقتی که از دنیای تو... دستای من دوره» 🥀 🎈𝐂𝐎𝐃𝐄:346🎟 𝐇𝐀𝐌𝐈𝐌'𝐒 𝐖𝐎𝐑𝐋𝐃 🖤 𓆩♡𓆪 𝐈𝐃 : @mahla_30975
مشاهده در ایتا
دانلود
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
00:00 هــــرشـــب هــمــیــن مــوقــع کــه میــشــه دل مــــن پــیــش تــــوعــــه ♥️🖤 •°•شــبــتــونــ بــخــیــر •°• •°•°•تــایــمــ بــهــ فــداتــون•°•°• ⛧ 𝐍𝐎 𝐂𝐎𝐏𝐘 ⛧ 𝐅𝐎𝐑 𝐘𝐎𝐔 🥀 𖤐 𝐓𝐇𝐄 𝐁𝐄𝐒𝐓 𝐇𝐀𝐌𝐈𝐌 𝐂𝐇𝐀𝐍𝐍𝐄𝐋 🖤 «وقتی که از دنیای تو... دستای من دوره» 🥀 🍒 𝐀 𝐂𝐇𝐀𝐍𝐍𝐄𝐋 𝐅𝐎𝐑 𝐇𝐀𝐌𝐈𝐌 𓆩♡𓆪 𝐂𝐇𝐀𝐍𝐍𝐄𝐋 𝐋𝐈𝐍𝐊: https://eitaa.com/fallow78hamim
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
صــــبــــح زیــــبــــاتــــون بخــیــر 🙌🏻♥️ صــبــح شــد چــشــمــام خــشــک شــد بــه راه..نــیــومــدی دلــم واســه تــوخــودشــو کــشــت مــرد🩸🖇:) ⛧ 𝐍𝐎 𝐂𝐎𝐏𝐘 ⛧ 𝐅𝐎𝐑 𝐘𝐎𝐔 🥀 𖤐 𝐓𝐇𝐄 𝐁𝐄𝐒𝐓 𝐇𝐀𝐌𝐈𝐌 𝐂𝐇𝐀𝐍𝐍𝐄𝐋 🖤 «وقتی که از دنیای تو... دستای من دوره» 🥀 🍒 𝐀 𝐂𝐇𝐀𝐍𝐍𝐄𝐋 𝐅𝐎𝐑 𝐇𝐀𝐌𝐈𝐌 𓆩♡𓆪 𝐂𝐇𝐀𝐍𝐍𝐄𝐋 𝐋𝐈𝐍𝐊: https://eitaa.com/fallow78hamim
پیام وستا توی چنل الما ⛧ 𝐍𝐎 𝐂𝐎𝐏𝐘 ⛧ 𝐅𝐎𝐑 𝐘𝐎𝐔 🥀 𖤐 𝐓𝐇𝐄 𝐁𝐄𝐒𝐓 𝐇𝐀𝐌𝐈𝐌 𝐂𝐇𝐀𝐍𝐍𝐄𝐋 🖤 «وقتی که از دنیای تو... دستای من دوره» 🥀 🍒 𝐀 𝐂𝐇𝐀𝐍𝐍𝐄𝐋 𝐅𝐎𝐑 𝐇𝐀𝐌𝐈𝐌 𓆩♡𓆪 𝐂𝐇𝐀𝐍𝐍𝐄𝐋 𝐋𝐈𝐍𝐊: https://eitaa.com/fallow78hamim
787K حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
استوری جدید حامیم🤍✨ ⛧ 𝐍𝐎 𝐂𝐎𝐏𝐘 ⛧ 𝐅𝐎𝐑 𝐘𝐎𝐔 🥀 𖤐 𝐓𝐇𝐄 𝐁𝐄𝐒𝐓 𝐇𝐀𝐌𝐈𝐌 𝐂𝐇𝐀𝐍𝐍𝐄𝐋 🖤 «وقتی که از دنیای تو... دستای من دوره» 🥀 🍒 𝐀 𝐂𝐇𝐀𝐍𝐍𝐄𝐋 𝐅𝐎𝐑 𝐇𝐀𝐌𝐈𝐌 𓆩♡𓆪 𝐂𝐇𝐀𝐍𝐍𝐄𝐋 𝐋𝐈𝐍𝐊: https://eitaa.com/fallow78hamim
ادیت جدیدم چطوره ؟؟!🙂
هدایت شده از  | Nσʋҽʅ |Rσԋααɱ|
𝑵𝑶𝑽𝑬𝑳 "𝒓𝒐𝒉𝒂𝒂𝒎" | 𝒇𝒂𝒔𝒍 1 | 𝑷𝒂𝒓𝒕_𝟏𝟏𝟗 سریع وارد بیمارستان شدم و همینطور از این و اون می‌پرسیدم که حامی رسید بهم.. نفس نفس میزد: حامی: ماهلین.... آروم... تر.. دویدم اون سر بیمارستان..آشفته و نگران بودم... یهو چشمم خورد به اونطرف شیشه‌ی یکی از اتاق ها.. عسل؟اون عسل بود؟! دویدم توی اتاق.. چشماش نیمه باز بود و سرش باند پیچی شده بود.. دستش هم شکسته بود.. +عسل..عسل خوبی؟ عسل با صدای ضعیف و بی جونی گف: عسل: ما..نی.. یهو یکی از پرستار ها پیداش شد: 👩🏻‍⚕: خانوم لطفا برین بیرون +چرا..چرا زنداداشمه.. 👩🏻‍⚕: ایشون باید استراحت کنن.. حامی که کنارم ایستاده بود آروم بازومو گرفت: حامی: ماهلین بیا بریم بیرون.. +باشه..باشه.. داداشم.. همسرش کجاست؟ 👩🏻‍⚕ : بخش مراقبت های ویژه.. + بسملا.. از اتاق رفتم بیرون.. +حامی.. حامی بخش مراقبت های ویژه کجاست؟ حامی: طبقه‌ی دوم.. بدو بدو رفتم سمت پله‌ها که: حامی: ماهلین بیا از آسانسور بریم آسانسور خالیه! با هم رفتیم داخل آسانسور..قلبم داشت میومد توی حلقم.. بغض کرده بودم و اشک توی چشمام جمع شده بود.. با دیدن عسل توی اون وضعیت داغون شدم.. و با فکرای ناجوری که در مورد مانی میومد توی سرم داشتم دیوونه میشدم! در آسانسور باز شد که سریع رفتم بیرون.. این بار حامی جلوتر از من رفت سمت پذیرش: حامی: ببخشید خانوم اون فردی که تصادف کرده بود گفتن آوردن اینجا.. 👩🏻‍⚕ : بله..شما از بستگان‌شون هستین؟ +من..من خواهرشم.. 👩🏻‍⚕ : اتاق ۲۰۴ دارن معاینه‌شون میکنن..وارد اتاق نشین لطفا! پا تند کردم و با چشم جلو جلو شماره‌ی اتاق ها رو میدیدم.. رسیدیم به اتاق ۲۰۴.. از شیشه‌ای که به داخل اتاق دید داشت دیدم که دکتر و چند تا پرستار بالای سرش بودن.. سرش بسته بود و کلی دستگاه داشتن بهش وصل می‌کردن... +این..این..مانیه؟(بغض) و بغضم ترکید! با گریه و چشمای اشکی به حامی نگاه کردم: +حامی.. من.. من جواب مامان و بابامو چی بدم.. من تنهام چیکار کنم.. اومد سمتم: حامی: هیششش ماهلین آروم باش.. آروم باش تو تنها نیستی.. من کنارتم.. سعی می‌کرد لرزش صداشو متوقف کنه.. از چهره‌ش معلوم بود که اونم نگران و آشفته‌س! +ولی.. ولی اگه مانی چیزیش بشه.. گریه‌م شدت گرفت.. اومد سمتم و خیلی یهویی منو توی آغوشش کشید: حامی: نه نه.. چیزیش نمیشه.. مانی چیزیش نمیشه ماهلین آروم باش.. ༻✯༻✯༻✯༻✯༻✯༻✯༻✯༻✯༻✯ ᴛᴏ ʙᴇ ᴄᴏɴᴛɪɴᴜᴇᴅ ..... ✧اבامهـ‌ בارב✧ ᴄᴏᴘʏ?ɴᴇᴠᴇʀ! کپی؟بـہ هیچ وجه ᴡʀɪᴛᴇʀ; ᴘᴀɴᴀʜ بـہ قلم: پناه
به دلیل اینکه چنلمون درست شد هرکی عضو چنل بشه شات بفرسته پی ویم هم عضو چنلش میشم هم...😊 اونو دیگه خودش می‌فهمه🫠🪞 🧡 @h_anitaa 🫐