eitaa logo
✨𝔹𝕠𝕪 𝕠𝕗 𝕝𝕚𝕘𝕙𝕥✨فور نده
123 دنبال‌کننده
799 عکس
231 ویدیو
0 فایل
[بـه نـام خـالـق زلـف هـای فـر تـو✨] [صــبـح شـد چشمام خـشک شـد💛] [به راه،نیومدی دلـم واسـه تـو خـودشـو کشـت مـرد!✨] [شـروعمـون: 1404/10/15💛] [کـدمـون:346🎟✨] [مـن: @mahla_30975 💛] [اصـکـی؟ مـنـبع یـا فـور بـزن✨] [لـف؟در شـان شـمـا نیـسـت💛]
مشاهده در ایتا
دانلود
پارت چهل و دو. رمان نیلا در حالی که می‌خندید دست هایش را به صورت حامی میزد نیلا: ن...نکن ببایی😆 حامی: چشم پرنسس بریم پایین نیلا :آره نیلا در بغل حامی به پایین آمد رویا لبخندی زد نورا : وقت کادوعههه حامی(خنده): عجله نداریم ما ....من برم لباسامو عوض کنم رویا :زود بیاا حامی: باشه حامی رفت داخل اتاق لباس هایش رو پوشید و اومد بیرون نیلا و نورا با بادکنک ها بازی میکردن و خنده آنجا رو زندانی کرده بود حامی: من اومدم رویا: خوش اومدی..به آقامون چه جذاب شده حامی: جذاب نبودم رویا: بیشتر شدی حامی: حالا شد یهو نورا چیزی گفت که کسی انتظار نداشت نورا: مامانی میشه بلی و یدونه داداشی بلام بخلی رویا(خنده و تعجب): بخرم؟! نورا: اهوم رویا: به بابا حامی بگو😁 نورا: بابایی بلو داداشی بخل و بیا حامی(خنده از ته دل): باشه فردا میخریم نورا: اخجوننن رویا: عه حامی حامی:نورا میگه🤣
مثلا استایل نیلا و نورا
پارت چهل و سه. رمان رویا: شوخی میکنه نورا: نوچ حامی: بفرما دیدی بعدشم شما دوتا کلی اذیت میکنید دیگه داداش داشتنتون چیمیشه نیلا: خودم میرم و فردا میخرم حامی: عه این حرفا چیه رویا(لحن آروم): حامی از همین الان دنبال چیا هستن حامی: غل..ط میکنن نیلا: من چیز بدی گوفتم حامی: اهع اهع نه بابا نورا: اسم داداشمون نیماسسس😍 حامی: 😂😂 رویا: ای خداا حامی: دخترای گلم نیلا و نورا: بله بابا حامی:این حرفا هنوز واسع شما زوده جای دیگه نزنین نیلا و نورا: باشه حامی: افرین دخترای گلم رویا: خب بریم ادامه تولد؟ نورا: هولاااا نانای نای حامی: دخترم خواننده اس مثل خودم نورا: ای شتاره حامی: به به نیلا: نیمه ی گمشده ی من میش تو گمشده دلم حامی: خب بقیش نیلا: میشه شماره امو بگیری حامی: ای شیطون🤣 رویا: حرف های بابایی رو نگو 😄😄 نیلا: دوبس دوبس....آهنگ بزاررر حامی رفتو اسپیکر رو اورد
پارت چهل و چهار. رمان نیلا: اخجون اهنگ خلاصه زمانی نورا: ببایی بیا کیک رو ببل حامی: چشم رویا: اول شمع رو فوت کن حامی: به به چه کیکی نیلا: بدو دیگه رویا شمع رو روشن کرد همه: 10..9..8..7..6..5..4..3..2..1..0 حامی شمع رو فوت کرد نورا: تفلدت مبالک حامی: مرسی به همتون رویا[با باکس گلی که در دست داشت]: تولدت مبارک زندگیم حامی رویا رو بغل کرد بغلی که بوی عطر عشق رو داشت اون لحظه خونه ساکت بود و عصاره عشق داشت غذایش رو طعم دار می‌کرد حامی[زمزمه]: مرسی که هستی .. رویا: هرکاری که میکنیم جای این همه زحمات و محبتت رو نمیگیره حامی: از کجا معلوم و بعد یه ب..و..س..ه ای نرم روی ل..ب های رویا رویا نفسش بند اومده بود برایش کاره تازه ای نبود بلکه جلوی دو فرشته خجالت زده بود نورا سکوت آنجا را بهم زد نورا: منم بگل حامی:شما دوتا بیاین بغل بابا