قبلنا عاشق این بودم که کتاب تستام توی قفسه ان، الان دلم میخواد روشون بالا بیارم
من عاشق اینم که جاهای رندوم متوقف بشم، گاهی میرم و کف آشپزخونه میشینم و جلومو نگاه میکنم، گاهی روی پشتبوم، گاهی لبهی جدول
گاهی گوشه کلاس توی مدرسه، گاهی کف مترو در حالی که صندلی خالی هست، گاهی زیر میز نهارخوری، گاهی کنار شوفاژ.
نشستن توی جاهای رندم رو دوست دارم.
فاموتیدین.
اقا مصطفا بامزست، مثلا یهو نشسته وصیت نامه مینویسه، فقط چون سرما خورده:)
از خوندنش گسستم:))))