چیزی که من فهمیدم اینه که ادمای دنبال کننده فضایِ مجازی ( خصوصا اینستاگرام)
پر شده از یکسری بچهسال جوگیر که دارن کمبود های زندگیشون روجبران میکنن از طریقِ واقعی نبودن.
و یسری میانسال که عقلشون ناقصه چون اونقدر که سنشون گذشته، نه کتاب خوندن ونه دنیا رو دیدن و عقلشون رو به نابودی رفته. میانسال هایی که تو فکرِ چشم و هم چشمی و عملهای مختلف و فلانن.
اینا که جمعیتشون کم هم نیست، تبدیل شدن به ویروسِ فضای مجازی.
یه بلاگرِ دوهزاری رو با یه ویدیوترند میکنن وویویِ میلیونی بهش میدن، بعد دو روز که ازش خسته شدن، منتظر یه اشتباه ازش میمونن و بهش هیت میدن و منفورش میکنن، و این برای آدمای اینستاگرامی تبدیل شده به تفریح. اهمیت دادن وپرداختن به زندگیِ فیک و قضاوت/حسادت کردنشون و وقت گذروندن باهاشون.
و بلاگرا شدن بردهی این جمعیتِ احمقِ مجازی،
جوری آب میخورن که فالوورا خوششون بیاد، جوری مینویسن که بلاگرا خوششون بیاد، چرا؟ چون دارن از حماقتشون نون میخورن ومیدونن اگر یه روز کاری بر خلاف نظر فالوورا انجام بدن سقوطمیکنن.
حالا حتی اینجا اگر یه بلاگر هم نظری بر خلافشون داشته باشه، یا مثلا هم عقیده باهاشون نباشه، یا مثلا از عقیده خودش دفاع کنه بدبختش میکنن، فحش، انفالو، فلان و بیسار.
خلاصه که!
فضای مجازی افتاده دست اینا
نیاز به یه هم خونه دارم که وقتایی که من خوابم اون بیدار باشه و وقتایی که اون خوابه من بیدار باشم اینطوری اصلا نیاز نمیشد از اراده هامون برای بیدار شدن استفاده کنیم