خیال پرست
و چه افتخاری است ك ِما را ویرانهٔ تو میخوانند !
هرکسی پیر شود از بر و رو میافتد
پیر میخانهی ما اشرف مخلوقات است✨
رفت تا روشن شود در بند دنیا بود یا نه
از گلیم سادهاش پیداست با ما بود یا نه!
نقشۀ آینده با هر واژهاش ترسیم میشد
خطبههایش داد میزد فکر فردا بود یا نه…
هرگز از زخم زبانها خم به ابرویش نیاورد
آسمان! حالا بگو این مرد، دریا بود یا نه؟
کربلا تکرار شد! یکبار دیگر دید دنیا
ابن حیدر با یزید اهل مدارا بود یا نه
آیۀ والفجر را میخواند نفس مطمئنه
خانهاش آن روز آیا عرش اعلی بود یا نه؟
از شکوه لحظۀ پرواز آن روح مطهر
زینب کبری خبر دارد که زیبا بود یا نه
غرق خواهد کرد نیل خون او فرعونیان را
آخر قصه قضاوت کن که موسی بود یا نه
شاعر: «خانم بشری صاحبی»