514.6K حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
هر صبح ساعت۶:۳۰ دختر سردار باقری به پشتبام میرفت و رو به غرب میایستاد.
محافظین از طریق دوربینها متوجه میشوند وپس از بررسی میفهمند که چون سردار به دلایل امنیتی سفر کربلا را برای دخترش ممنوع کرده، اوهر روز به سوی کربلا سلام میدهد.
مجله مجازی فراجالب را دنبال کنید 👇
🎯 @Farajaleb
10.6M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
جالبترین آپارتمان دنیا تلفیقی از طبیعت و مصنوعات
مجله مجازی فراجالب را دنبال کنید 👇
🎯 @Farajaleb
3.1M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
اگه میله رخت آویزتون شکسته این #ترفند رو ببین
مجله مجازی فراجالب را دنبال کنید 👇
🎯 @Farajaleb
▪️بنری که یه پدر و پسر با خودشون آوردن جلوی دادگستری تهران
مجله مجازی فراجالب را دنبال کنید 👇
🎯 @Farajaleb
4.6M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
چرایی دشمنی ایران با اسرائیل
تفاوت حرف عوامپسند و علمی رو در این کلیپ کوتاه ببینید
#ارسالی اعضای کانال
مجله مجازی فراجالب را دنبال کنید 👇
🎯 @Farajaleb
10.9M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
شما در حال تماشای بزرگترین گلفشان ایران هستین😍
گلفشانهای توجک و گتان در جنوب شرقی استان هرمزگان و شهر جاسک واقعشده
گل فشان پدیدهای طبیعی است که طی آن گلولای سرد از زیر زمین به شکل چشمهوار به سطح زمین میرسه
مجله مجازی فراجالب را دنبال کنید 👇
🎯 @Farajaleb
1.1M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
چنان طبیعی رفتار کرد که انگار یک اتفاق عادی بود 😳
مجله مجازی فراجالب را دنبال کنید 👇
🎯 @Farajaleb
1.9M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🎥 جزئیات جراحت رئیسجمهور در حمله به جلسۀ شورایعالی امنیت ملی
مجله مجازی فراجالب را دنبال کنید 👇
🎯 @Farajaleb
پدرم دیگر پیر شده بود. هنگام راهرفتن، اکثراً به دیوار تکیه میداد. بهتدریج، آثار انگشتانش روی دیوارها نمایان میشد — آثاری که نشانهای از ضعف و ناتوانیاش بود.
همسرم از این نشانهها ناراحت میشد. او زیاد شکایت میکرد که دیوارها کثیف شدهاند.
روزی پدرم سردرد شدید داشت. روغن به سرش مالید و طبق عادت به دیوار تکیه داد، که باعث شد لکههای روغن روی دیوار بیفتد.
زنم از این کار ناراحت شد و با لحنی تند به پدرم گفت:
"لطفاً به دیوار دست نزنید!"
پدرم خاموش شد. در چشمانش اندوه عمیقی دیده میشد.
شب گذشته بین من و همسرم مشاجرهای صورت گرفته بود، بخاطر همین چیزی نگفتم.
یعنی، از رفتار بیادبانهی همسرم خجالت کشیدم، ولی چیزی نگفتم.
از آن روز به بعد، پدرم دیگر به دیوار تکیه نداد.
تا اینکه یک روز تعادلش را از دست داد و افتاد. استخوان رانش شکست. عمل جراحی انجام شد، اما بهطور کامل خوب نشد و بعد از چند روز ما را گریان تنها گذاشت.
احساس پشیمانی شدیدی در دلم بود. نگاه خاموش پدرم هنوز هم مرا رها نمیکند. نه میتوانم او را فراموش کنم، نه خودم را ببخشم.
مدتی بعد تصمیم گرفتیم خانه را رنگ کنیم.
وقتی نقاشها آمدند، پسرم که پدربزرگش را بسیار دوست داشت، نگذاشت دیوارهایی که نشانههای انگشتان پدربزرگش را داشتند رنگ شوند.
نقاشها آدمهای فهمیدهای بودند. دور آن نشانهها دایرههای زیبایی کشیدند، طوریکه گویی دیوارها اثر هنری زیبایی بودند.
بهتدریج، آن نشانهها به نشانهی خانهی ما تبدیل شدند.
هر که میآمد، حتماً از آن دیوار تعریف میکرد، اما هیچکس نمیدانست که پشت آن زیبایی، یک حقیقت دردناک نهفته است.
زمان گذشت، و من نیز اکنون پیر شدهام.
روزی هنگام راهرفتن به دیوار تکیه دادم. همان لحظه گذشته به خاطرم آمد — برخورد همسرم با پدرم، سکوت او، و رنج او. خواستم بدون تکیه قدم بزنم.
پسرم که همه چیز را میدید، فوراً پیش آمد و گفت:
"بابا، لطفاً به دیوار تکیه بدهید، وگرنه ممکن است بیفتید!"
سپس نوهام دواندوان آمد و گفت:
"بابا بزرگ، میتوانید از شانهی من بگیرید!"
با شنیدن این حرفها چشمانم پر از اشک شد.
کاش… کاش من هم با پدرم همینگونه مهربانی کرده بودم — شاید هنوز چند روزی بیشتر با ما میماند.
پسرم و نوهام مرا به آرامی تا اتاقم رساندند. بعد نوهام کتاب رسم خود را آورد. نشانم داد که معلمش از یکی از نقاشیهایش زیاد تعریف کرده — آن تصویر، تصویر همان دیواری بود که آثار انگشتان پدرم را داشت.
در پایین آن تصویر، معلم نوشته بود:
"چه خوب است اگر هر کودک با بزرگان خود چنین مهربانی داشته باشد!"
رفتم به اتاقم، و در حالیکه در یاد پدر مرحومم آهسته آهسته گریه میکردم، از خداوند طلب بخشش نمودم.
مجله مجازی فراجالب را دنبال کنید 👇
🎯 @Farajaleb
1.6M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
در حالیکه این دو دختر دوقلو بیدار بودند و آرام با هم پچپچ میکردند، ناگهان صدای قدمهای مادرشان را شنیدند و فوراً وانمود کردند که خوابیدهاند، انگار که هیچ اتفاقی نیفتاده!
مجله مجازی فراجالب را دنبال کنید 👇
🎯 @Farajaleb
یه فیلمی که تا حالا ندیدید رو بردارید و ده ثانیهای از وسطش رو ببینید.
تصورتون رو راجع به اون سکانس و آدمهای توش نگه دارید.
بعد فیلم رو از اول ببینید؛ وقتی رسیدید به همون سکانس، میبینید چقدر تصوراتتون غلط بوده.
تو زندگی هم همینطوره؛
رو یه نگاه سریع قضاوت نکنید،
آدمها رو از ریشه بشناسید.
مجله مجازی فراجالب را دنبال کنید 👇
🎯 @Farajaleb
6.1M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
ویدیوی منتشر شده در رسانهها نشان می دهد قطاری در چین با استفاده از فناوری خلاء و معلق شدن مغناطیسی، در رکوردی بی سابقه در زمینه حمل و نقل سریع السیر، مسافت 200 کیلومتر بین شانگهای و هانگژو را تنها در 9 دقیقه پیموده است.
ایلان ماسک، مدیرعامل «تسلا» و «اسپیس ایکس» در واکنش به این رویداد، این دستاورد چین را «شگفت انگیز» خواند و گفت: «باید کاری مشابه این در آمریکا انجام دهیم.»
مجله مجازی فراجالب را دنبال کنید 👇
🎯 @Farajaleb