«انگار دردهایم بیدرمان شدهاند، همچون زخم عمیق، هر روز در دلم تازهتر میشود و هیچ مرهمی نمیتواند آن را التیام بخشد.»
𝓌𝑜𝓊𝓃𝒹𝑒𝒹 𝒽𝑒𝒶𝓇𝓉
گفتی پشیمانی و حالا فهمیدی که چقدر دوستم داری، اما من رفتم؛ و تو حالا میفهمی نادیده گرفته شدن و بیتوجهی چه حسی دارد.
𝓌𝑜𝓊𝓃𝒹𝑒𝒹 𝒽𝑒𝒶𝓇𝓉
افرادی كه تاريكى را تجربه كردهاند اما همچنان انتخاب ميكنند كه مهربان باشند ديدگاه خاصی به جهان دارند!
𝓌𝑜𝓊𝓃𝒹𝑒𝒹 𝒽𝑒𝒶𝓇𝓉
وقتى انسان آموخت كه چگونه با رنجهايش تنها بماند، آن وقت چيز زيادی نمانده كه ياد نگرفته باشد.
𝓌𝑜𝓊𝓃𝒹𝑒𝒹 𝒽𝑒𝒶𝓇𝓉
بين ِخودمان باشد؛ شايد دوستمان نداشتند، فقط كنارِ ما زخمهايشان را درمان ميكردند،همين...
𝓌𝑜𝓊𝓃𝒹𝑒𝒹 𝒽𝑒𝒶𝓇𝓉
من آدما رو زود نمیبخشم
اتفاقا هيچوقت هم يادم نميره كه چى گفتن و چيكار كردن با ياد آوريشون هم مدام آزار ميبينم اما، اگه به كسى تو زندگيم بارها فرصت دادم بخاطر ضعف و بخشندگى نبوده، واسه اين بوده كه خودم بعدها حسرت نخورم كه تهش بتونم به خودم بگم همه راه هارو رفتم و نشد.
𝓌𝑜𝓊𝓃𝒹𝑒𝒹 𝒽𝑒𝒶𝓇𝓉
نمیدونم کی نیاز داره اینو بشنوه ولی اگه فردا امتحان داری و هیچی بارت نیست پاشو درستو بخون، به کارای عقب افتادت برس، اگه کسی بهت حس ناکافی بودن میده از زندگیت بندازش بیرون چون تو به اندازهی خودت خوب و کافی هستی، اگه کسی امروز بهت نگفته چقد خوشگل شدی من میگم “خیلی خوشگل شدی”، اگه اوضاع روحی، جسمی، مالیت خوب نیست اشکال نداره درست میشه، اگه درگیر مشکل خاصی هستی و احساس ناراحتی میکنی یه بغل از راه دور برای تو، اگه اطرافیانت دائما با دیگران مقایسهت میکنن بهشون گوش نکن چون تو قرار نیست مثل بقیه باشی و همین که خودتی کافیه.
𝓌𝑜𝓊𝓃𝒹𝑒𝒹 𝒽𝑒𝒶𝓇𝓉
با شرایط سخت کنار میام ولی حسرت اینکه همه چیز میتونست طور دیگه پیش بره، همیشه تو دلم میمونه.
𝓌𝑜𝓊𝓃𝒹𝑒𝒹 𝒽𝑒𝒶𝓇𝓉