امشب شب ارزوهاست ، واست آرزو میکنم
هیچوقت هیچوقت هیچوقت از غم زیاد به خواب نری آرزو میکنم خدا نذاره حیف بشی تو هیچ جای اشتباهی ، آرزو میکنم که قلبی برای پناه داشته باشی آرزو میکنم هم مسیر آدم هایی باشی که قضاوتت نکنند
آرزو میکنم صبور باشی که صبر همهی ماجراست.
𝓌𝑜𝓊𝓃𝒹𝑒𝒹 𝒽𝑒𝒶𝓇𝓉
آدم گاهی احساساتی را تجربه میکند، که هیچ
کلمه و حرفی نمیتواند عمق آنها را بیان کند.
𝓌𝑜𝓊𝓃𝒹𝑒𝒹 𝒽𝑒𝒶𝓇𝓉
خلاصه اینکه
پس از گول خوردنهای فراوان و ضربههای متعدد بالاخره یجایی متوجه میشی هرکسی که قشنگ حرف میزنه قشنگ عمل نمی کنه عزیزم!
𝓌𝑜𝓊𝓃𝒹𝑒𝒹 𝒽𝑒𝒶𝓇𝓉
برمیگرده عزیزم؛ درست همونجایی که تو انقدر درگیر خودتی که اونو یادت رفته!
𝓌𝑜𝓊𝓃𝒹𝑒𝒹 𝒽𝑒𝒶𝓇𝓉
- صلاحی برای کشتن به همراه داری؟
+ دلتنگی دارم، مرا میکشد.
- محمود درویش
𝓌𝑜𝓊𝓃𝒹𝑒𝒹 𝒽𝑒𝒶𝓇𝓉
« چیزی مرا کم است.
شاید امید، شاید فراموشی، شاید دوست، شاید خودم...»
𝓌𝑜𝓊𝓃𝒹𝑒𝒹 𝒽𝑒𝒶𝓇𝓉
آنقدر دور خود دیوار کشیده که حالا در هزارتوی ساختهی خودش گم شده است. همیشه تلاش میکند تا راهی برای فرار پیدا کند، اما دیوارهایش آنقدر بلند و محکماند که حتی صدای خودش را هم نمیشنود.
𝓌𝑜𝓊𝓃𝒹𝑒𝒹 𝒽𝑒𝒶𝓇𝓉
احمد شاملو چه زيبا گفت :
سادگيم را، یک رنگيم را به پاى حماقتم نذار؛
انتخاب كردهام كه ساده باشم و ديگران را دور نزنم وگرنه دروغ گفتن و بد بودن و آزارو فريب ديگران آسان ترين كار دنياست.
𝓌𝑜𝓊𝓃𝒹𝑒𝒹 𝒽𝑒𝒶𝓇𝓉
آدم اگر حال دلش خوب نباشد، در شادترین اتفاقها و رویداها هم چیزی برای غمگین شدن پیدا میکند.
𝓌𝑜𝓊𝓃𝒹𝑒𝒹 𝒽𝑒𝒶𝓇𝓉