قلبش سرزمین اندوه بود و جوانه زدن امید در زمینهای غمگین، بسیار دشوار است.
𝓌𝑜𝓊𝓃𝒹𝑒𝒹 𝒽𝑒𝒶𝓇𝓉
و در آخر ما پشیمان خواهیم شد به اهمیت دادن به خیلی از مسائلی که واقعا آن قدرها هم مهم و جدی نبودن.
𝓌𝑜𝓊𝓃𝒹𝑒𝒹 𝒽𝑒𝒶𝓇𝓉
بله عزیزم من بلاکت میکنم چون اعصاب ده خط تایپ کردن راجبه چیزی که خودت باید بفهمی رو ندارم.
𝓌𝑜𝓊𝓃𝒹𝑒𝒹 𝒽𝑒𝒶𝓇𝓉
گرچه ممکن است کمی از شدت دردِ زخمها کاسته شود، اما جایش تا همیشه باقی خواهد ماند:)
𝓌𝑜𝓊𝓃𝒹𝑒𝒹 𝒽𝑒𝒶𝓇𝓉
سپس به همان چیزی که بودم برگشتم:
"یک سکوت طولانی، اجتناب از گفتگو و میل به تنهایی"
𝓌𝑜𝓊𝓃𝒹𝑒𝒹 𝒽𝑒𝒶𝓇𝓉
شب هيچگاه كامل نيست...
هميشه اين را میگويم و تأكيد میكنم
در انتهاى اندوه، پنجرهٔ بازى هست
پنجره روشنى.
هميشه رؤياى شب زندهدارى هست
و مِيلى كه بايد برآورده شود.
𝓌𝑜𝓊𝓃𝒹𝑒𝒹 𝒽𝑒𝒶𝓇𝓉
رها کردن به معنی فراموش کردن نیست،
به این معنیه که خودتو،
بدونِ "اون موضوع" به یاد بیاری.
𝓌𝑜𝓊𝓃𝒹𝑒𝒹 𝒽𝑒𝒶𝓇𝓉