پس از تحمل آن همه درد، کسی که به مقصد میرسد دیگر همانی نیست که به راه افتاده بود!
𝓌𝑜𝓊𝓃𝒹𝑒𝒹 𝒽𝑒𝒶𝓇𝓉
دلم میخواد تا روزی که هستم تجربه کنم
که اگه روزی نتونستم و نبودم و هرچی شد
بدونم و بتونم چیزی از خودم به جا بذارم.
𝓌𝑜𝓊𝓃𝒹𝑒𝒹 𝒽𝑒𝒶𝓇𝓉
00:00
أملك من الدُنيا أنت و هذا لي كافي...
از دنیا تو را دارم و همین برایم بس است...
𝓌𝑜𝓊𝓃𝒹𝑒𝒹 𝒽𝑒𝒶𝓇𝓉
من میفهمم که صحبت کردن راه چارهس ولی صحبت کردن در مورد چیزی که بارها راجبش صحبت شده بی فایدهس.
𝓌𝑜𝓊𝓃𝒹𝑒𝒹 𝒽𝑒𝒶𝓇𝓉
اما دردناکتر از تحمل اینهمه رنج، این است که ببینی دنیا کوچکترین اهمیتی هم به رنجی که میبری نمیدهد.
𝓌𝑜𝓊𝓃𝒹𝑒𝒹 𝒽𝑒𝒶𝓇𝓉
اگر دیدی میانِ ویرانههای خانهای
گلِ سرخی قد کشیده است،
هرگز تعجب نکن
ما اینطور دوام آوردهایم!
𝓌𝑜𝓊𝓃𝒹𝑒𝒹 𝒽𝑒𝒶𝓇𝓉
شما هر چیزیو تو زندگیت از دست دادى ميتونى بعدا جبرانش کنی، به جز آدمی كه يه زمانى واقعا عاشقت بوده و الان ديگه نيست.
𝓌𝑜𝓊𝓃𝒹𝑒𝒹 𝒽𝑒𝒶𝓇𝓉
مشکل اینجاست که من واسه یه آدم غلط تلاش کردم و باعث شد، الان دیگه واسه یه آدم درست هم تلاش نکنم.
𝓌𝑜𝓊𝓃𝒹𝑒𝒹 𝒽𝑒𝒶𝓇𝓉
گاه آنقدر قلبت را شکسته است
که حتی یادش را هم نمیخواهی
به قول حسین صفا که میگه :
«چیزی باقی نمانده حتی برای نخواستن»
𝓌𝑜𝓊𝓃𝒹𝑒𝒹 𝒽𝑒𝒶𝓇𝓉