من میفهمم که صحبت کردن راه چارهس ولی صحبت کردن در مورد چیزی که بارها راجبش صحبت شده بی فایدهس.
𝓌𝑜𝓊𝓃𝒹𝑒𝒹 𝒽𝑒𝒶𝓇𝓉
اما دردناکتر از تحمل اینهمه رنج، این است که ببینی دنیا کوچکترین اهمیتی هم به رنجی که میبری نمیدهد.
𝓌𝑜𝓊𝓃𝒹𝑒𝒹 𝒽𝑒𝒶𝓇𝓉
اگر دیدی میانِ ویرانههای خانهای
گلِ سرخی قد کشیده است،
هرگز تعجب نکن
ما اینطور دوام آوردهایم!
𝓌𝑜𝓊𝓃𝒹𝑒𝒹 𝒽𝑒𝒶𝓇𝓉
شما هر چیزیو تو زندگیت از دست دادى ميتونى بعدا جبرانش کنی، به جز آدمی كه يه زمانى واقعا عاشقت بوده و الان ديگه نيست.
𝓌𝑜𝓊𝓃𝒹𝑒𝒹 𝒽𝑒𝒶𝓇𝓉
مشکل اینجاست که من واسه یه آدم غلط تلاش کردم و باعث شد، الان دیگه واسه یه آدم درست هم تلاش نکنم.
𝓌𝑜𝓊𝓃𝒹𝑒𝒹 𝒽𝑒𝒶𝓇𝓉
گاه آنقدر قلبت را شکسته است
که حتی یادش را هم نمیخواهی
به قول حسین صفا که میگه :
«چیزی باقی نمانده حتی برای نخواستن»
𝓌𝑜𝓊𝓃𝒹𝑒𝒹 𝒽𝑒𝒶𝓇𝓉
زندگی کردن نادر ترين اتفاق جهان هستى است بیشتر مردم فقط وجود دارند همین!
𝓌𝑜𝓊𝓃𝒹𝑒𝒹 𝒽𝑒𝒶𝓇𝓉
روزگار عجیبی شده است،
حتی وقتی میخندیم
منظورمان چیز دیگریست،
وقتی همه چیز خوب است میترسیم،
ما به لنگیدن یک جای کار عادت کردهایم!
𝓌𝑜𝓊𝓃𝒹𝑒𝒹 𝒽𝑒𝒶𝓇𝓉