به چیزهای زیادی فکر میکنم، به چیزهایی فکر میکنم که قبلاً شادم میکردند و حالا هیچ حس شادیای در درون خودم احساس نمیکنم.
𝓌𝑜𝓊𝓃𝒹𝑒𝒹 𝒽𝑒𝒶𝓇𝓉
دوست داشتن را در چشمی بجوی که حتی
وقتی بسته است رویای تو را ببیند.
_کافکا
𝓌𝑜𝓊𝓃𝒹𝑒𝒹 𝒽𝑒𝒶𝓇𝓉
تو اولين پناهگاه من نبودى كه بر سرم آوار شد
اما اولين پناهگاهى بودى كه با تمام وجود اميد داشتم امن واستوار باقى میماند.
𝓌𝑜𝓊𝓃𝒹𝑒𝒹 𝒽𝑒𝒶𝓇𝓉
آدم جدیدا از امیدوار شدن هم میترسد. میترسد تمام زورش را بزند قطره قطره امیدش را جمع کند، و بعد دوباره ناامید شود.
𝓌𝑜𝓊𝓃𝒹𝑒𝒹 𝒽𝑒𝒶𝓇𝓉
میگفت خیلی خودتو میگیری، ولی نه اینجوری نبود
فقط خسته شدم از اینکه آدما اونی نبودن که نشون میدادن منم کشیدم کنار، همین:)
𝓌𝑜𝓊𝓃𝒹𝑒𝒹 𝒽𝑒𝒶𝓇𝓉
لطفا از من انتظار نداشته باش كه همیشه خوب و مهربان و با محبت باشم. اوقاتی خواهد بود كه سرد و بی ملاحظه و غیر قابل درک خواهم شد.
𝓌𝑜𝓊𝓃𝒹𝑒𝒹 𝒽𝑒𝒶𝓇𝓉
«میگفت آدمیزادی که در یک کتاب غرق نشه، با گل ها و رایحه ها زندگی نکنه و خیال پرداز نباشه، هیچ چیز نداره،هیچ چیز...»
_لاادری
𝓌𝑜𝓊𝓃𝒹𝑒𝒹 𝒽𝑒𝒶𝓇𝓉
علیرغم تمام علاقه و اشتیاقت، اگر مشتاق و خواستار ماندنت نبودند، باید بروی.
𝓌𝑜𝓊𝓃𝒹𝑒𝒹 𝒽𝑒𝒶𝓇𝓉
عشق واقعی چیه؟!
- جایی که میدونی به آخر خط رسیدی ولی اصرار به ادامه دادن داری.
𝓌𝑜𝓊𝓃𝒹𝑒𝒹 𝒽𝑒𝒶𝓇𝓉