نبودنت مرا دوره کرده
چونان طنابی بر گردنی،
چونان دریا
هنگام که آدمی را غرق میکند.
_لوئیس بورخس.
𝓌𝑜𝓊𝓃𝒹𝑒𝒹 𝒽𝑒𝒶𝓇𝓉
ما برای ادامه دادن تنها خودمان را داریم و این کافی است.
_چارلز بوکوفسکی
𝓌𝑜𝓊𝓃𝒹𝑒𝒹 𝒽𝑒𝒶𝓇𝓉
هیچ گاه انسان سالم دیگری را شکنجه نمی کند، این انسان آزار دیده است که آزار می رساند.
𝓌𝑜𝓊𝓃𝒹𝑒𝒹 𝒽𝑒𝒶𝓇𝓉
گفتم خوبم، اما در چشمانم دریاهای غم را میبینی و لرزش دستهایم، نشانهای از جنگی نابرابر با خودم است که هر روز به آن ادامه میدهم.
𝓌𝑜𝓊𝓃𝒹𝑒𝒹 𝒽𝑒𝒶𝓇𝓉
وسواس فکری فقط اونجاش که حتی خودتم ازش خسته شدی ولی نمیتونی رهاش کنی.
𝓌𝑜𝓊𝓃𝒹𝑒𝒹 𝒽𝑒𝒶𝓇𝓉
ﺩِﻟَﻢ ﺑﺮﺍﯼِ ﺧﻮﺩَﻡ ﺗَﻨﮓ ﺷُﺪﻩ، ﮐﺎﺵ ﺳَﺮَﻡ ﺭﺍ ﺑَﺮﺩﺍﺭَم ﻭ ﺑﺮﺍﯼِ ﻫَﻔﺘﻪﺍﯼ ﺩﺭ ﮔَﻨﺠﻪای ﺑُﮕﺬﺍﺭﻡ ﻭ ﻗُﻔﻞ ﮐُﻨَﻢ؛ ﺩَﺭ ﺗﺎﺭﻳﮑﯽ ﻳِﮏ ﮔَﻨﺠﻪ ﺧﺎﻟﯽ، ﺭﻭﯼِ ﺷﺎﻧﻪﻫﺎﻳﻢ، ﺟﺎﯼِ ﺳَﺮَﻡ، ﭼِﻨﺎﺭﯼ ﺑِﮑﺎﺭَﻡ، ﻭ ﺑﺮﺍﯼِ ﻫَﻔﺘﻪﺍﯼ ﺩﺭ ﺳﺎﻳﻪﺍﺵ ﺁﺭﺍﻡ ﮔﻴﺮَﻡ...
𝓌𝑜𝓊𝓃𝒹𝑒𝒹 𝒽𝑒𝒶𝓇𝓉