جاى خالى خيلى چيزها هرگز پر نخواهد شد ،
مگر با خودشان، جاى خالى چيزهاى عميقى مثل وطن، خانه، چشمها، مادر، فرزند و تو.
𝓌𝑜𝓊𝓃𝒹𝑒𝒹 𝒽𝑒𝒶𝓇𝓉
شازده کوچولو پرسید:
چرا آدما وقتی میفهمن بودنشون باعث دلگرمیته
خودشونو ازت دریغ میکنن؟
روباه گفت:
خب بالاخره یه جایی باید معلوم بشه آدم نیستن دیگه!
𝓌𝑜𝓊𝓃𝒹𝑒𝒹 𝒽𝑒𝒶𝓇𝓉
«انسان ها در دو حالت
یک دیگر را ترک میکنند
اول این که احساس کنند
کسی دوستشان ندارد
دوم این که احساس کنند
یکی خیلی دوستشان دارد..»
𝓌𝑜𝓊𝓃𝒹𝑒𝒹 𝒽𝑒𝒶𝓇𝓉
میدانم اگر قضاوتِ نادرستی در موردِ کسی بکنم، دنیا تمامِ تلاشش را میکند تا مرا در شرایطِ او قرار دهد. تا به من ثابت کند در تاریکی، همه ما شبیه یکدیگریم.
𝓌𝑜𝓊𝓃𝒹𝑒𝒹 𝒽𝑒𝒶𝓇𝓉
«ما آدم ها خیلی عجیبیم
چرا عجیب؟
زندگی می کنیم ولی زندگی کردن بلد نیستیم
می نویسیم ولی نوشتن بلد نیستیم
راویِ خیلی از ماجرا هاییم ولی خوندن بلد نیستیم
فکر می کنیم ولی فکر کردن بلد نیستیم
هیچ چیز بلد نیستیم و همه چیز دانیم
همه چیز دان هایی که هیچ چیز نمی دانند..»
𝓌𝑜𝓊𝓃𝒹𝑒𝒹 𝒽𝑒𝒶𝓇𝓉
همیشه سکوت نشانۀ
تائید حرف طرف مقابل نیست،
گاهی نشانۀ قطع امید
از سطح شعور اوست...!
𝓌𝑜𝓊𝓃𝒹𝑒𝒹 𝒽𝑒𝒶𝓇𝓉
دوستش داشتم.
و شما نمیدانید، آدمیزاد وقتی قلبش را فدایِ منطقش میکند، چقدر میتواند دردناک باشد.
𝓌𝑜𝓊𝓃𝒹𝑒𝒹 𝒽𝑒𝒶𝓇𝓉
«سکوت سرشار از سخنان ناگفته است
از حرکات ناکرده
اعتراف به عشق های نهان
و شگفتی های بر زبان نیامده
در این سکوت
حقیقت ما نهفته است.»
𝓌𝑜𝓊𝓃𝒹𝑒𝒹 𝒽𝑒𝒶𝓇𝓉