بعضی وقتا آدما مجبورن به چشمای هم دیگه زل بزنن و وانمود کنن هیچ خاطره ای باهم ندارن:)
𝓌𝑜𝓊𝓃𝒹𝑒𝒹 𝒽𝑒𝒶𝓇𝓉
تا حالا شده تو مغزتون داد بزنید ، دعوا را بندازید ، بزنید همه جارو به فنا بدید در حالیکه یجا اروم نشستید و به یه نقطه خیره شدید...!
𝓌𝑜𝓊𝓃𝒹𝑒𝒹 𝒽𝑒𝒶𝓇𝓉
زندگی میکنم ...
حتی اگر بهترینهایم را
از دست بدهم!
چون این زندگی کردن است که
بهترینهای دیگر را برایم میسازد...
𝓌𝑜𝓊𝓃𝒹𝑒𝒹 𝒽𝑒𝒶𝓇𝓉
جوری با آدما برخورد کنید که اگه یک ساعت بعد دیگه تو این دنیا نبودن عذاب وجدان نگیرید...
𝓌𝑜𝓊𝓃𝒹𝑒𝒹 𝒽𝑒𝒶𝓇𝓉
00:00
«شب، از همیشه شب تر است؛
زمان از زمانه ظالم تر؛
آدمکی در پناه زخمی خویش، تنهاتر..»
𝓌𝑜𝓊𝓃𝒹𝑒𝒹 𝒽𝑒𝒶𝓇𝓉
«میدانی واقعاً مشکل تو چیست؟
تو نه میآیی، نه میروی،
نه اجازه میدهی فراموشت کنم،
و نه آنگونه که من میخواهم
مالِ من میشوی..»
𝓌𝑜𝓊𝓃𝒹𝑒𝒹 𝒽𝑒𝒶𝓇𝓉
«با جای زخمی که بر تنم مانده بود
گوشه ای برای خودم نوشتم:
مرا ببخش که رنجاندمت در آدینه ای
که شایسته شادی بودی..»
𝓌𝑜𝓊𝓃𝒹𝑒𝒹 𝒽𝑒𝒶𝓇𝓉
در دفترچه شخصیاش نوشته بود:
اما شادیِ گرفته شدهام را
چه کسی به من پس خواهد داد؟
𝓌𝑜𝓊𝓃𝒹𝑒𝒹 𝒽𝑒𝒶𝓇𝓉
اگر به کسی بگویید دوستش دارید و او به شما پاسخ دهد:
"خوب؛من تو را دوست ندارم"؛
آیا دلیلی برای رنج کشیدن شما هست؟!
فقط چون کسی شما را رد کرده, به این معنا نیست که شما نیز خودتان را رد کنید.
اگر یک نفر شما را دوست ندارد,کسی دیگر شما را دوست خواهد داشت.
همواره یک نفر دیگر وجود دارد.
بودن با فردی که میخواهد با شما باشد؛ خیلی بهتر از بودن با کسی است که مجبور است با شما باشد...
𝓌𝑜𝓊𝓃𝒹𝑒𝒹 𝒽𝑒𝒶𝓇𝓉