eitaa logo
؋ـارِن:)
659 دنبال‌کننده
782 عکس
352 ویدیو
0 فایل
گمان می‌کند اگر بگریزد نجات یافته است، دریغا که اندوهِ انسان بودن سنجاق است بر سینه‌ی آدمی. من: @Arianfar_543 کپی:راضی نیستم فرهنگ فور قشنگتره🤌🏻 کانال موزیکمون https://eitaa.com/Musicam_321
مشاهده در ایتا
دانلود
نمیدانم نامه ام را با چه کلمه و جمله ای آغاز کنم یا چه کلمه ای قادر به این است که احوالات امروزیه مرا توصیف کند، نمیدانم در وصف تو چه گویم که اینچنین مرا ویران نمودی و حال رهایم کرده ای و رفتی درست مانند پرندهٔ تازه از قفس آزاد شده بی خانمان و تنها مانده ام..! اما نامه ام را برای تو می نویسم تویی که نمیدانم کجایی و در حال انجام چه کاری هستی،تویی که بعید میدانم مرا به خاطر داشته باشی یا شاید هم کسی را جایگزین من کرده ای... این نامه را می نویسم تا بلکه شاید کمی،فقط کمی حالم بهتر شود. نامه ای که شاید هزاران نفر آن را بخوانند غیر از خودت... روزی که اعتراف کردیم چقدر همدیگر را دوست داریم و تو قول دادی تا همیشه کنار من خواهی ماند خوب یادم است، در دل به خودم گفتم:«تمام شد،دیگر تمام شد آن روزهای تنهایی و شب های پر از غصه و درد..» و من چقدر خوشحال بودم کسی را پیدا کردم که عاشقانه دوستش دارم هرچند عمر این دوست داشتن کوتاه بود! روزهایی که با تو گذشت به یقین خوب و دل انگیزترین روزهای من بود،خاطره هایی که باهم ساختیم،حرف زدن هایمان برای آینده،خنده هایت،شوخی کردن هایت را خوب به خاطر دارم!و چقدر حسرت آن روزها و شب هایی را میخورم که تا خود صبح با هم حرف میزدیم...! روز جداشدنمان چقدر غمگین و از تو دلگیر بودم،گویی غریبه ها رفتار کردی و مرا تنها تر از قبل کردی. انگار دو غریبهٔ آشنا بودیم انگار که یکدیگر را نمی شناختیم انگار آن آدم های سابق نبودیم، انگار نه انگار قول و قراری داشتیم و مانند هر غریبه ای غریبه تر یکدیگر را رها کردیم! تو رفتی و ندیدی بعد ها من چقدر تلاش کردم و تو رفتی و ندیدی چقدر برایت گریه کردم.. البته این را انکار نمیکنم که تو هم تلاش نکردی اتفاقا تلاش کردی اما زمانی که خیلی دیر شده بود و نه به خاطر برگشتن من بلکه به خاطر وجدان خودت! رفتی و مرا در اتاق تنهایی خویش رها کردی.. و من دلتنگم!دلتنگ آن روزهای خوب باهم بودنمان،دلتنگ صدایت،دلتنگ خاطره هایمان.. درست است طول عمر دوست داشتنمان کم بود ولی همان قدر برایم تازگی و دلچسب بود هنوز که هنوزه آن را فراموش نکردم و تک تک آن هارا به خاطر دارم.. درست تک تک کلمه ها،جمله ها،روزها و شب ها را! میدانم که دیگر تمام شده حداقل شاید برای تو ولی من هنوز امیدوارم!امید دارم به روزی که یکدیگر را ببینیم،دستان یکدیگر را بگیریم و در خیابان های شهر قدم بزنیم... ولی حال امیدوارم حالت خوب باشد و شاد زندگی کنی:) اولین کسی که حس دوست داشتن را با آن تجربه کردم دوستت دارم شاید همیشگی نباشد اما در ذهنم باقی می ماند...! نوشتهٔ خودم RAHA
خوشحال میشم نظراتتون رو درمورد نوشتم بهم بگید اینجا
رهایت نمیکنم، با اینکه بر زخم‌هایم می‌افزونی.
شاید رسالت عشق این است: شدن آن چه که نیستی!
لا تُغرِّب أحداً رآك وطنًا غُربتِ کسی نباش که تورا وطن دیده...
00:00
رد زخم‌ها همیشه باقی خواهد ماند، حتی اگر مدت‌ها بگذرد.
؋ـارِن:)
داستان‌ِدَست‌هایت🤍؛
داستان‌ِدَست‌هایت🤍؛
حسرت چیو بخورم ؟! نداشتنتُ ؟! تورو که هیچوقت نداشتم.
_🤎