تو را گریز گاهی میدانستم برای رهایی از غصه هایم
صلحی برای جنگ های درون و بیرونم
پناهی برای ترسهایم
مرهمی برای زخم هایم
و آرامشی برای خستگیهایم
تو همه ی اینها هستی اما نه برای من
𝓌𝑜𝓊𝓃𝒹𝑒𝒹 𝒽𝑒𝒶𝓇𝓉
شازده کوچولو:کِی اوضاع بهتر میشه؟
روباه:از وقتی بفهمی همه چیز به خودت بستگی داره:)
𝓌𝑜𝓊𝓃𝒹𝑒𝒹 𝒽𝑒𝒶𝓇𝓉
تار و پود موج این دریا بههم پیوسته است
میزند بر هم جهان را هر که یک دل بشکند
- صائب تبریزی
𝓌𝑜𝓊𝓃𝒹𝑒𝒹 𝒽𝑒𝒶𝓇𝓉
بیش از همه آزارم دادهای و بیش از همه دلتنگ توام. میبینی؟ دلتنگی هیچ قاعدهای نداشته و ندارد.
𝓌𝑜𝓊𝓃𝒹𝑒𝒹 𝒽𝑒𝒶𝓇𝓉
بزرگترین رازدار زندگیت کیه؟ 'قلبت'
بزرگترین تصمیم گیرنده زندگیت کیه؟ 'مغزت'
بزرگترین همراه زندگیت کیه؟ 'پاهات'
میخوام بگم
قهرمان زندگیت خودتی،
فقط به خودت تکیه کن...
𝓌𝑜𝓊𝓃𝒹𝑒𝒹 𝒽𝑒𝒶𝓇𝓉
او که نمیدانست نخست ؛
برای کدامین دردش گریه کند
بر زمین نشست و قهقه زد .
𝓌𝑜𝓊𝓃𝒹𝑒𝒹 𝒽𝑒𝒶𝓇𝓉
"میگفت انگشتهایت را بشماری برگشتهام؛
کجاست که دارم،انگشت گدایی میکنم از مردم شهر"
𝓌𝑜𝓊𝓃𝒹𝑒𝒹 𝒽𝑒𝒶𝓇𝓉
عیبی ندارد اگر حالت خوش نیست،
عیبی ندارد
اگر ساعتهای زیادی میخوابی و حوصلهی دیگران را نداری، عیبی ندارد اگر مدتهاست خیره شدهای به جایی و کاری نمیکنی، عیبی ندارد اگر ساکتی و هیچ حرفی نمیزنی، عیبی ندارد اگر دلت میخواهد تنها باشی و دور از همه. میدانی؟ «میخواهم بگویم آدم حق دارد که خسته باشد؛ قدری با خودِ غمگینت مهربانتر باش.»
𝓌𝑜𝓊𝓃𝒹𝑒𝒹 𝒽𝑒𝒶𝓇𝓉
شازده کوچولو پرسید؛
آدما دنیاشون چقدر جمعیت داره؟
روباه جواب داد؛
بعضیا هفت میلیارد، هشت میلیارد
بعضیا یه نفر ...
𝓌𝑜𝓊𝓃𝒹𝑒𝒹 𝒽𝑒𝒶𝓇𝓉