در ظاهر روی پاهایم ایستادهام
گاهی میخندم و گاهی گریه میکنم
اما حقیقت این است که خسته هستم،
میخواهم فرار کنم، میخواهم بروم و ناپدید شوم .
𝓌𝑜𝓊𝓃𝒹𝑒𝒹 𝒽𝑒𝒶𝓇𝓉
گاهی اوقات حرف هست اما کلمه نه، گاهی اوقات کلمه هست اما توان نه، و امان از
زمانی که نه حرف هست، نه کلمه و نه توان.
𝓌𝑜𝓊𝓃𝒹𝑒𝒹 𝒽𝑒𝒶𝓇𝓉
هیچکس نمیتواند همیشه خوشحال باشد !
من باید یاد بگیرم چگونه
با واقعیتهای زندگی کنار بیایم ...!
𝓌𝑜𝓊𝓃𝒹𝑒𝒹 𝒽𝑒𝒶𝓇𝓉
و كاش وقتى ابر غم به گلوى كوچكت میرسد،
از ياد نبرى شانه اى در كار نيست و بهتراست بپذيرى هميشه قرار است در آغوش باد گريه كنى
زيرا رنج تنهاست و رنجور تنهاتر.
𝓌𝑜𝓊𝓃𝒹𝑒𝒹 𝒽𝑒𝒶𝓇𝓉
يه جا نوشته بود:
راستش من از اعـتماد كردن نمیترسم از نا اميد شدن ميترسم از اينكه يه آدم رو باور كنم و بهم ثابت كنه كه اشـتباه كردم خيلى ميترسم و چقدر درست نوشته بود.
𝓌𝑜𝓊𝓃𝒹𝑒𝒹 𝒽𝑒𝒶𝓇𝓉
گفت:
مگر خندههای غمگینشان را ندیدهای؟
آنها بیش از حد رنج کشیدهاند.
𝓌𝑜𝓊𝓃𝒹𝑒𝒹 𝒽𝑒𝒶𝓇𝓉
خیلی دوست دارم پیام بدم و بگم :
دلم واسه صدات تنگ شده(:
ولی وقتی یاد آخرین حرفت میافتم ترجیح میدم این دلتنگی تو دلم بمونه واسه خودم…!(:
#مخاطب
𝓌𝑜𝓊𝓃𝒹𝑒𝒹 𝒽𝑒𝒶𝓇𝓉
وقتی همه چیز مرا شکست باید کنارم میماندی، نه اینکه در میانِ آنها باشی...
𝓌𝑜𝓊𝓃𝒹𝑒𝒹 𝒽𝑒𝒶𝓇𝓉
کمتر کسی میفهمید که غرق شدن او در اندک علایق باقیماندهاش نه از روی تفریح و سبکسری که آخرین راه نجات او از رنج حیات بود.
𝓌𝑜𝓊𝓃𝒹𝑒𝒹 𝒽𝑒𝒶𝓇𝓉