در درونش جانوری سر برآورده بود كه به هیچ چیز جز كشف حقیقت نمیاندیشید.
بی خبر كه در حیطهی ارتباط آدمیان آنچه همیشه نامکشوف میماند همان حقیقت است.
𝓌𝑜𝓊𝓃𝒹𝑒𝒹 𝒽𝑒𝒶𝓇𝓉
دقت کردین بعضی آدما به یه درجه ای از تنفر میرسوننت که بی دلیل از هم نام های اون شخص هم دوری میکنی ، چون نمیخوای هیچ یادآوری ازش تو زندگیت باشه.
𝓌𝑜𝓊𝓃𝒹𝑒𝒹 𝒽𝑒𝒶𝓇𝓉
در جوابِ این که میپرسی
هنوز تنهایی یا نه؟
باید بگویم،
خستهتر از آنم
که دوباره خودم را به کسی یاد بدهم.
𝓌𝑜𝓊𝓃𝒹𝑒𝒹 𝒽𝑒𝒶𝓇𝓉
گاهی باید از دور آدمارو دوست داشت، چون هر چی بهشون نزدیک تر بشی رفتارایی ازشون میبینی که باورت نمیشه همچین آدمایی تو زندگیت داری.
𝓌𝑜𝓊𝓃𝒹𝑒𝒹 𝒽𝑒𝒶𝓇𝓉
از کسانی که شما را رها میکنند تشکر کنید! شما را به خودتان پس دادهاند. این تنها دارایی شماست که به افراد بیلیاقت داده بودید!
𝓌𝑜𝓊𝓃𝒹𝑒𝒹 𝒽𝑒𝒶𝓇𝓉
پشت محکم ترین شخصیت ها صدای خرد شدن استخون تجربه ها میاد
پشت آروم ترین صداها
اشک بغض فریاد حس میشه
پشت مهربون ترین ادما
پراز طعنه و کنایه های بقیه پیدا میشه پشت هر ویترین مرتب وخوشکلی
یه انباری در هم ریخته و بی سامونه
به قول شاعر ما ظاهراً آبادیم و باطناً ویرانیم.
𝓌𝑜𝓊𝓃𝒹𝑒𝒹 𝒽𝑒𝒶𝓇𝓉
پاتریک احمق نبود،فقط میدونست تو این دنیا احمق بودن تنها راه فرار از مشکلاته!
𝓌𝑜𝓊𝓃𝒹𝑒𝒹 𝒽𝑒𝒶𝓇𝓉