هربار که هوای رفتن به سرم میزند
میروم در گوشهای تنها مینشینم تا این سودا
از خیالم بگذرد؛ چون میدانم اگر بروم
هرگز به اینجا باز نخواهم گشت!
𝓌𝑜𝓊𝓃𝒹𝑒𝒹 𝒽𝑒𝒶𝓇𝓉
عزیز من خوشحالم که هرگز نخواهی دانست چقدر دوستت داشتم؛
شاید اگر میدانستی هرگز خودت را بخاطر رها کردنم نمیبخشیدی-
𝓌𝑜𝓊𝓃𝒹𝑒𝒹 𝒽𝑒𝒶𝓇𝓉
آدم چطور به قلبی که کسی را بسیار
دوست دارد، بگوید همانکس را فراموش کن؟
𝓌𝑜𝓊𝓃𝒹𝑒𝒹 𝒽𝑒𝒶𝓇𝓉
«دنیا پر از آدمهایی است که کسی را
در قلبشان دارند، اما کنارشان نه.»
𝓌𝑜𝓊𝓃𝒹𝑒𝒹 𝒽𝑒𝒶𝓇𝓉
مهم نیست هر چیزی چقدر برات مهمه و یا چقدر دوسش داری، هر موقع که به جای اینکه باعث آرامشت شه فقط موجب اذیتت شد باید بذاریش کنار، ارامش حقِ توعه اینو از خودت دریغ نکن.
𝓌𝑜𝓊𝓃𝒹𝑒𝒹 𝒽𝑒𝒶𝓇𝓉
خیلی بهش فکر میکنم ولی در موردش با کسی حرف نمیزنم
این شاید غمانگیزترین و درستترین کار باشه.
𝓌𝑜𝓊𝓃𝒹𝑒𝒹 𝒽𝑒𝒶𝓇𝓉
میخواهند ما افسرده باشيم و آدم افسرده از دنيا چيزى نمیخواهد از همه دل كنده و بى آرزوست، طلبى ندارد، مطالبه ندارد و حتى شايد توقف زندگیاش را حس نكند.
به قول كامو:
تمام تلاش آنها نا اميد كردن آدم از بودن، است.
𝓌𝑜𝓊𝓃𝒹𝑒𝒹 𝒽𝑒𝒶𝓇𝓉
ازش پرسیدم من آدم بدی نیستم، چرا باید تو زندگیم انقدر سختی بکشم؟ گفت شاید بخاطر اینکه درک نکردی کجا باید دست از خوب بودن برداری.
𝓌𝑜𝓊𝓃𝒹𝑒𝒹 𝒽𝑒𝒶𝓇𝓉
باور کن،
من آنقدر برایت
اشک ریختهام
که حالا دیگر،
چشم دیدنت را هم ندارم...!
𝓌𝑜𝓊𝓃𝒹𝑒𝒹 𝒽𝑒𝒶𝓇𝓉