وقتى دوستم میپرسه: چرا فراموشش نمیكنى؟
اما داستايفسكى ميكه:
عشق بزگ ترين نعمته، اما وقتى ازدست بره، زخمى به جا میزاره كه هيچوقت خوب ﻧمیشه شايد زنده بمونى، اما ديگه هرگز همون آدم سابق نمیشی.
𝓌𝑜𝓊𝓃𝒹𝑒𝒹 𝒽𝑒𝒶𝓇𝓉
هیچ چیز نمیتونه آهن رو از بین ببره جز زنگ زدگی خودش، هیچ چیز هم نمیتونه انسان رو نابود کنه جزافکار خودش.
𝓌𝑜𝓊𝓃𝒹𝑒𝒹 𝒽𝑒𝒶𝓇𝓉
«دنیا و آدمها همچون سایههای سنگینی بر دلم نشستهاند و هر روز بیشتر از دیروز مرا غمگین میکنند.»
𝓌𝑜𝓊𝓃𝒹𝑒𝒹 𝒽𝑒𝒶𝓇𝓉
" قالت : وما أخبار قلبك؟
قلت : يذكرك كثيراً . . "
گفت : از قلبت چه خبر؟
گفتم : بسیار از تو یاد میکند.
𝓌𝑜𝓊𝓃𝒹𝑒𝒹 𝒽𝑒𝒶𝓇𝓉
گفتم : بالاخره که فراموشش می کنی اینجوری نمی مونه ...
نفس عمیقی کشید و گفت :
یادِ بعضی آدما هیچوقت تمومی نداره ؛
با اینکه نیستن
با اینکه رفتن
ولی هیچ وقت خاطره شون تموم نمیشه!
گفتم : ولی همین که نیستش کم کم همه چی تموم میشه ...
گفت : بودن بعضی از آدما تازه از نبودنشون شروع میشه...
𝓌𝑜𝓊𝓃𝒹𝑒𝒹 𝒽𝑒𝒶𝓇𝓉
هرآنچه در قلب ميگذرد را نمیتوان گفت
براى همين خداوند؛ اشک، خواب طولانى ؛ لبخند سرد و لرزش دستان راخلق كرد.
𝓌𝑜𝓊𝓃𝒹𝑒𝒹 𝒽𝑒𝒶𝓇𝓉
وقتی کسی و دوست داری و از دستش میدی، شاید بتونی بعدش با کسی باشی ولی همیشه یه گوشه ی ذهنت کنارِ همه اتفاقای خوبِ زندگیت فقط اونو کنار خودت تجسم میکنی یا موقع اعصاب خوردیات وقتی به آرامش احتیاج داری کسی جز اون نمیاد تو ذهنت.
𝓌𝑜𝓊𝓃𝒹𝑒𝒹 𝒽𝑒𝒶𝓇𝓉
آدم گاهی دلتنگ جزئیاتی در گذشتهاش میشود، که هیچجوره نمیتواند دوباره آنها را با فردی دیگر تجربه کند.
𝓌𝑜𝓊𝓃𝒹𝑒𝒹 𝒽𝑒𝒶𝓇𝓉
نوشته بود :
جنگيدن براى كسى كه دوست داره خوبه
اما تلف كردن وقته كه بخواى بجنگى براى كه دوستت داشته باشه و چقدر حقيقته.
𝓌𝑜𝓊𝓃𝒹𝑒𝒹 𝒽𝑒𝒶𝓇𝓉
هر آدمی بعد اتفاق ناگواری که واسش میافته نیاز داره تا یه زمانی رو سوگواری کنه، هیچ راه حلی جز گذشت زمان واسش وجود نداره.
𝓌𝑜𝓊𝓃𝒹𝑒𝒹 𝒽𝑒𝒶𝓇𝓉