بزرگترین مسئلهی زندگیم که باهاش دست و پنجه نرم میکنم همین خوابه،
بهشدت ازش لذت میبرم ولی عامل بدبختیمم هست.
؋ـارِن:)
اگه با قرصای آهنی که تو مدرسه میگرفتم دوز بازی نمیکردم، الان هربار از جام بلند میشم سرامیکارو نمیبوس
وقتی از جام بلند میشم بخاطر کم خونی چشمم سیاهی میره بعد همه توصیهشون اینه که "خب یهو بلند نشو از جات" چشم کلاچ میگیرم اول.
همچنان دلم میخواد بیام بهت بگم آدما دارن اذیتم میکنن ولی یادم میاد تو خودت یکی از اون آدما بودی.