«زمانی که در جایی، در خودم فروریختم، هیچکس برای آبادیِ من نیامد، من همیشه خودم بر ویرانههایم آجر شدهام...»
شاید حرفهایی که زدی رو فراموش کنم اما احساسی که با زدن اون حرفا بهم منتقل کردی هیچوقت از قلبم پاک نمیشه.
با من مهربون باش، تو از تلاشهای بیوقفهی من برای پیدا کردن نخهای اتصال به زندگی خبر نداری.