چه روزها به شب آورد جانِ منتظرم
به بوی آنکه شبی با تو روز گرداند
#سعدی
𝓌𝑜𝓊𝓃𝒹𝑒𝒹 𝒽𝑒𝒶𝓇𝓉
کاش
آنقدر خاطرم از بودنت جمع بود
که مینشستم
و با خیال راحت
فقط دوستت میداشتم....
𝓌𝑜𝓊𝓃𝒹𝑒𝒹 𝒽𝑒𝒶𝓇𝓉
- بعدش؟
شانه بالا انداخت:
- تموم شد
- چرا؟
- چون هر اتفاقی توی تاریخ یکبار قشنگه!
-دوسِت داشت؟
نفسش را بیرون داد :
- دوست نداشتنش بزرگم کرد ..
𝓌𝑜𝓊𝓃𝒹𝑒𝒹 𝒽𝑒𝒶𝓇𝓉
از عشقِ مخفیانه، چه جرمی بزرگتر..؟
شاید سَبک شُدی دلِ من، اعتراف کن!
#سجاد_رشیدیپور
𝓌𝑜𝓊𝓃𝒹𝑒𝒹 𝒽𝑒𝒶𝓇𝓉
رنج از کسی بریم که دردش دَوای ماست ...
زخم از کسی خوریم که رنجش شَفای ماست
#خواجوی_کرمانی
𝓌𝑜𝓊𝓃𝒹𝑒𝒹 𝒽𝑒𝒶𝓇𝓉
خارم ولی گلاب زِ من میتوان گرفت
از بَسکه بوی همدمیِ گُل گرفتهام
#لطفی_نیشابوری
𝓌𝑜𝓊𝓃𝒹𝑒𝒹 𝒽𝑒𝒶𝓇𝓉
00:00
شب است
و آنکه تاریکی را با هزار میخ به آسمان کوبیده، انتقام چه چیز را از ما میگیرد…
𝓌𝑜𝓊𝓃𝒹𝑒𝒹 𝒽𝑒𝒶𝓇𝓉
من زندهام
و تنها نفس در سکوتم جابجا میشود !
انگار که چراغ راهنمایی در نیمهشب
برای خودش سبز شود
برای خودش زرد شود
و برای خودش قرمز .
𝓌𝑜𝓊𝓃𝒹𝑒𝒹 𝒽𝑒𝒶𝓇𝓉