00:00
شب است
و آنکه تاریکی را با هزار میخ به آسمان کوبیده، انتقام چه چیز را از ما میگیرد…
𝓌𝑜𝓊𝓃𝒹𝑒𝒹 𝒽𝑒𝒶𝓇𝓉
من زندهام
و تنها نفس در سکوتم جابجا میشود !
انگار که چراغ راهنمایی در نیمهشب
برای خودش سبز شود
برای خودش زرد شود
و برای خودش قرمز .
𝓌𝑜𝓊𝓃𝒹𝑒𝒹 𝒽𝑒𝒶𝓇𝓉
«هرگز نفهمیدم فراموش کردن درد داشت یا فراموش شدن ...
به هر حال دارم فراموش می کنم فراموش شدنم را ...»
𝓌𝑜𝓊𝓃𝒹𝑒𝒹 𝒽𝑒𝒶𝓇𝓉
نہ از خندیدنم خندان، نہ از رنجیدنم غمگین
مرا نادیده مےگیرد، چہ دردے بیشتر از این؟
#مجید_ترکابادی
𝓌𝑜𝓊𝓃𝒹𝑒𝒹 𝒽𝑒𝒶𝓇𝓉
من از خاطر نخواهم برد رنگ چشمهایت را ...
عسل فاسد نخواهد شد اگر صدسال هم باشد
#سعید_صاحبعلم
𝓌𝑜𝓊𝓃𝒹𝑒𝒹 𝒽𝑒𝒶𝓇𝓉
«درد من حصار برکه نیست
درد من زیستن با ماهیانی است
که فکر دریا به ذهنشان خطور نکرده..»
𝓌𝑜𝓊𝓃𝒹𝑒𝒹 𝒽𝑒𝒶𝓇𝓉
خاطرات پاک نمیشود ،
بلكه در تنهايى به سراغت میاید و گريبانت را میگيرد. خاطرات هميشه هست؛ در موسيقی هايى كه گوش میكنى يا نمیكنى، در عكس هايى كه میبينى يا نمیبينى. دركوچه هايى كه از آن رد میشوى يا نمىشوى. خاطرات انقدر میاید و میرود تا ديوانهات كند ، تا بشود همه زندگیت.
𝓌𝑜𝓊𝓃𝒹𝑒𝒹 𝒽𝑒𝒶𝓇𝓉
و در پایان
کاش کسی میگفت چطور میتوان به چیزی فکر نکرد؟
کسی را دوست نداشت ، و رنجی را فراموش کرد
چطور میتوان آسوده بود از فکر،از خیال
چطور میتوان رها کرد و گریخت؟
از آدمها از انتظار ، گاهی از زندگی
و از دردهای نگفتنی که آدم را شکسته میکند.
𝓌𝑜𝓊𝓃𝒹𝑒𝒹 𝒽𝑒𝒶𝓇𝓉
اگرچه در دل من اشتیاق دیدن توست
همیشه روى لب تو خدا نگهدار است
#سیدتقی_سیدی
𝓌𝑜𝓊𝓃𝒹𝑒𝒹 𝒽𝑒𝒶𝓇𝓉
حال و روز حیرتانگیزیست بودن پیش تو
گریهام میگیرد از زیباییِ خندیدنت :)
#حامد_یعقوبی
𝓌𝑜𝓊𝓃𝒹𝑒𝒹 𝒽𝑒𝒶𝓇𝓉