میدونستم برمیگرده میدونستم پشیمون میشه!
همینطورم شد، بعد از مدتها دست از پا درازتر برگشت ، نوتیف پیامش که افتاد رو گوشیم دیگه با ذوق پیامشو باز نکردم، دیگه مثل قبل ساعتها تو چتش نخوابیدم، دیگه برای حرف زدن باهاش مشتاق نبودم، دیگه مثل گذشته همه کارامو بخاطرش کنسل نکردم، نوتیف پیامشو رد کردم، کارمو انجام دادم و وقتی حوصلم گرفت جوابشو دادم! میدونی چیزی به اسم عشق و اعتماد تو من مرده بود ، بعضی وقتا خیلی دیره برای جبران، برای عذرخواهی.
𝓌𝑜𝓊𝓃𝒹𝑒𝒹 𝒽𝑒𝒶𝓇𝓉
تو فیلم «شجاع دل» ١٠٠ نفر میریزن رو سر یارو که بکشنش ولی همرو میزنه و میره جلو تا اینکه یجا میبینه یکی از کسایی که با دشمناش بوده دوست صمیمیش بوده،
همونجا از شدت ناراحتی میخوابه رو زمین تا بکشنش.
میخوام بگم هیچکس نمیتونه یه آدمو از پا دربیاره جز کسایی که دوسشون داشته و بهشون اعتماد کرده:)
𝓌𝑜𝓊𝓃𝒹𝑒𝒹 𝒽𝑒𝒶𝓇𝓉
آرامش دارم چون میدونم چیزی که برای منه ،منو گُم نمیکنه، و چیزی که برای من نبوده هیچوقت تو زندگیم نمیمونه!
𝓌𝑜𝓊𝓃𝒹𝑒𝒹 𝒽𝑒𝒶𝓇𝓉
بار خاطرات و اندوهش آنقدر سنگین بود،
که گاهی حس میکرد دیگر نمیتواند تحمل کند.
𝓌𝑜𝓊𝓃𝒹𝑒𝒹 𝒽𝑒𝒶𝓇𝓉
من کنار آدمها احساس تنهایی میکنم،
و همین یعنی آدمها یکجایی بدجور کار را
خراب کردهاند.
𝓌𝑜𝓊𝓃𝒹𝑒𝒹 𝒽𝑒𝒶𝓇𝓉
زندگی هر روز به شدت مشغول اثبات اینه که "تازه کجاشو دیدی، این که چیزی نیست"
𝓌𝑜𝓊𝓃𝒹𝑒𝒹 𝒽𝑒𝒶𝓇𝓉