تو فیلم «شجاع دل» ١٠٠ نفر میریزن رو سر یارو که بکشنش ولی همرو میزنه و میره جلو تا اینکه یجا میبینه یکی از کسایی که با دشمناش بوده دوست صمیمیش بوده،
همونجا از شدت ناراحتی میخوابه رو زمین تا بکشنش.
میخوام بگم هیچکس نمیتونه یه آدمو از پا دربیاره جز کسایی که دوسشون داشته و بهشون اعتماد کرده:)
𝓌𝑜𝓊𝓃𝒹𝑒𝒹 𝒽𝑒𝒶𝓇𝓉
آرامش دارم چون میدونم چیزی که برای منه ،منو گُم نمیکنه، و چیزی که برای من نبوده هیچوقت تو زندگیم نمیمونه!
𝓌𝑜𝓊𝓃𝒹𝑒𝒹 𝒽𝑒𝒶𝓇𝓉
بار خاطرات و اندوهش آنقدر سنگین بود،
که گاهی حس میکرد دیگر نمیتواند تحمل کند.
𝓌𝑜𝓊𝓃𝒹𝑒𝒹 𝒽𝑒𝒶𝓇𝓉
من کنار آدمها احساس تنهایی میکنم،
و همین یعنی آدمها یکجایی بدجور کار را
خراب کردهاند.
𝓌𝑜𝓊𝓃𝒹𝑒𝒹 𝒽𝑒𝒶𝓇𝓉
زندگی هر روز به شدت مشغول اثبات اینه که "تازه کجاشو دیدی، این که چیزی نیست"
𝓌𝑜𝓊𝓃𝒹𝑒𝒹 𝒽𝑒𝒶𝓇𝓉
شرایط جوریه که فقط میتونم با این حرف احمد محمود همذات پنداری کنم که میگه:
سالهاست منتظر آمدن روزهای بهترم
اما نمیدانم چرا هنوز هم دیروزها بهترند...!
𝓌𝑜𝓊𝓃𝒹𝑒𝒹 𝒽𝑒𝒶𝓇𝓉
در دل شبهای تاریک، غم و دلتنگی همراهم شدهاند. تنها ماندهام و حال خوبی ندارم، گویی هر لحظه یاد تو را زنده میکند و قلبم را بیشتر میشکند.
𝓌𝑜𝓊𝓃𝒹𝑒𝒹 𝒽𝑒𝒶𝓇𝓉