✳ توان آن را نداريد كه نور اين بیبی را ببينيد
🔻 اين كه گفته میشود، در #روز_محشر وقتی #فاطمه (سلام الله عليها) عبور میکند، ندا داده میشود و میگويند: «غُضّوا أبصاركم» [چشمان خود را ببندید] به اين معنی نیست كه چون شما نامحرميد چشمها را بپوشانيد، يا ديدهها را بشكنيد كه او را نبينيد. آن روز، سخن از #محرم و #نامحرم نيست؛ چون #قيامت ظرف #تكليف نيست و لذا اين دستور هم دستور #تكوينی است و نه #تشريعی؛ يعنی شما توان آن را نداريد كه نور اين بیبی را ببينيد. چشمها را فرو بربنديد و ديدهها را بشكنيد [و] توان آن را نداريد كه نورانيّت او را ببينيد.
👤 #آیت_الله_جوادی_آملی
#بصیرت_دینی
@farhangi_salehiye
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
مشاهده در پیام رسان ایتا
🎥 کدام کشورها در طول تاریخ به طور رسمی به آمریکا حمله کردهاند؟!
16.15M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🔴 وصف زهرا نگفته مانده هنوز.....
🌺 لب دیوار و در پر از قسم است
🌺 او نخستین مدافع حرم است
#بصیرت_فاطمی
#ثامن6
#روشنگری
@farhangi_salehiye
💠 #امام_خامنهای (مدظله العالی): دنیاطلبان برای اینکه به مقاصد خودشان برسند، در جامعه فتنه ایجاد میکنند؛ جنگها، تبلیغات دروغین، سیاستبازیهای ناجوانمردانه؛ اینها ناشی از همین دنیاطلبیهاست. ۱۳۸۷/۰۶/۲۹
➡️ ⬆️ ⬅️
💢#عکس_نوشت
🌀«مدیون لطف مادر این خانواده ایم»
◀️ 🔼 ▶️
#نشستهای_بصیرتی
#ثامن
#روشنگری
#فتنه
6.97M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
#موشن_گرافیک | یک یاحسین دیگر
◽️ مقام معظم رهبری: در ۹دی، عاشورا به کمک ملت آمد و #حماسه بزرگ و ماندگاری را خلق کرد.
#نشستهای_بصیرتی
#ثامن6
#روشنگری
🏴🏳🏴
🏴 نشست مجازی معارف فاطمی
⏰ زمان؛ ۱۳ لغایت ۲۰ دی ماه ساعت ۹ صبح
📋 مهلت ثبت نام؛ دوشنبه ۸ لغایت جمعه ۱۲ دی ماه
🎁مزایا؛
۵ نفر اول 10/000/000 ریال
۱۴ نفر دوم 5/000/000 ریال
۱۳۵ نفر سوم 3/000/000 ریال
۱۳۵ نفر چهارم 1/000/000 ریال
📢 کانال روابط عمومی مرکز خدمات حوزههای علمیه
Go2l.ir/CSIS_Ble 🆔 : بله
Go2l.ir/CSIS_Eta 🆔 :ایتا
Go2l.ir/CSISapp 📲 :همراه خدمات
🏴 صلوات خاصه حضرت زهرا سلاماللهعلیها
☑️ اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَى الصِّدِّيقَةِ فَاطِمَةَ الزَّكِيَّةِ حَبِيبَةِ حَبِيبِكَ وَ نَبِيِّكَ وَ أُمِّ أَحِبَّائِكَ وَ أَصْفِيَائِكَ الَّتِي انْتَجَبْتَهَا وَ فَضَّلْتَهَا وَ اخْتَرْتَهَا عَلَى نِسَاءِ الْعَالَمِينَ اللَّهُمَّ كُنِ الطَّالِبَ لَهَا مِمَّنْ ظَلَمَهَا وَ اسْتَخَفَّ بِحَقِّهَا وَ كُنِ الثَّائِرَ اللَّهُمَّ بِدَمِ أَوْلَادِهَا اللَّهُمَّ وَ كَمَا جَعَلْتَهَا أُمَّ أَئِمَّةِ الْهُدَى وَ حَلِيلَةَ صَاحِبِ اللِّوَاءِ وَ الْكَرِيمَةَ عِنْدَ الْمَلَإِ الْأَعْلَى فَصَلِّ عَلَيْهَا وَ عَلَى أُمِّهَا خَدِيجَةَ الْكُبْرَى صَلَاةً تُكْرِمُ بِهَا وَجْهَ [أَبِیهَا] مُحَمَّدٍ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ وَ تُقِرُّ بِهَا أَعْيُنَ ذُرِّيَّتِهَا وَ أَبْلِغْهُمْ عَنِّي فِي هَذِهِ السَّاعَةِ أَفْضَلَ التَّحِيَّةِ وَ السَّلَام.
📣کانال سخن عرفان
🆔@sokhanerfan
هدایت شده از فرهنگی حوزه صالحیه
به مناسبت ایام فاطمیه و شهادت حضرت فاطمه زهرا سلام الله علیها مدرسه علمیه صالحیه برگزار مینماید؛
#منبر_مجازی
با موضوع:
حماسه فاطمی
با سخنرانی:
استاد محترم حوزه، سرکار خانم اصلانگیر
زمان: ایام فاطمیه، هر روز ساعت 14
بارگذاری از طریق کانال فرهنگی مدرسه صالحیه به آدرس:
https://eitaa.com/farhangi_salehiye
حماسه فاطمی شماره ۴.m4a
10.95M
🔹#منبر_مجازی حماسه فاطمی
🔷استاد محترم، سرکار خانم اصلانگیر
🔹 جلسه چهارم
https://eitaa.com/farhangi_salehiye
15213چادرت-را-بتکان.mp3
2.93M
🏴 #مداحی_فاطمیه
🎤 محمدحسین پویانفر
🗒 چادرت را بتکان روزی ما را بفرست...
https://eitaa.com/farhangi_salehiye
شهید احمدعلی نیّری کیست؟
شهید احمدعلی نیّری در سال 1345 و در روستای «آینهورزان» دماوند به دنیا آمد. خانوادهاش در کودکی او به تهران مهاجرت کرده و در محله مولوی ساکن شدند. از همان زمان کودکی پای او به مسجد امینالدوله که آیتالله حقشناس امام جماعتش بود، باز شد.
او یکی ازشاگردان خاص آیتالله حق شناس بود و سیر و سلوک معنوی را از 10 سالگی و در محضر ایشان آغاز کرد. مسیری که در موقع شهادتش در اسفند 1364 و در حالی که تنها 19 سال سن داشت، از او یک عارف واصل ساخته بود. به طوری که آیتالله حقشناس شب روز خاکسپاری او در قطعه 24 بهشت زهرا-سلامالله علیها- وقتی به همراه چند نفر از دوستان به منزل این شهید رفته بودند، خطاب به برادرش گفتند: من یک نیمه شب زودتر از ساعت نماز راهی مسجد شدم . به جز بنده و خادم مسجد، این شهید بزرگوار هم کلید مسجد را داشت. به محض اینکه در را باز کردم دیدم شخصی در مسجد مشغول نماز است. دیدم که یک جوانی در حال سجده است؛ اما نه روی زمین! بلکه بین زمین وآسمان مشغول تسبیح حضرت حق است. جلوتر که رفتم دیدم احمدآقا است. بعد که نمازش تمام شد پیش من آمد وگفت تا زندهام به کسی حرفی نزنید...
از عفاف چشم به این مقام رسید...
محسن نوری از دوستان شهید «احمدعلی نیّری» تعریف میکند که:
«یک بار از احمد پرسیدم که احمد من و تو از بچگی همیشه با هم بودیم اما سوالی از تو دارم نمیدانم چرا در این چند سال اخیر شما این قدر رشد معنوی کردید اما من... لبخندی زد و میخواست بحث را عوض کند اما دوباره سوالم را پرسیم بعد از کلی اصرار سرش را بالا آورد و گفت: طاقتش را داری؟! با تعجب گفتم: طاقت چی رو؟! گفت بنشین تا بهت بگم.
نفس عمیقی کشید و گفت یک روز با رفقای محل و بچههای مسجد رفته بودیم دماوند. شما توی آن سفر نبودید همه رفقا مشغول بازی و سرگرمی بودند. یکی از بزرگترها گفت: احمد آقا برو این کتری رو آب کن و بیار تا چای درست کنیم. بعد جایی رو نشان داد گفت اونجا رودخانه است برو اونجا آب بیار من هم راه افتادم. راه زیادی نبود از لابهلای بوتهها ودرختها به رودخانه نزدیک شدم تا چشمم به رودخانه افتاد یک دفعه سرم را پایین انداختم و همانجا نشستم! بدنم شروع به لرزیدن کرد نمیدانستم چه کار کنم! همان جا پشت بوتهها مخفی شدم. من میتوانستم به راحتی یک گناه بزرگ انجام دهم. در پشت آن بوتهها چندین دختر جوان مشغول شنا کردن بودند. من همان جا خدا را صدا کردم و گفتم: «خدایا کمکم کن الآن شیطان من را وسوسه میکند که من نگاه کنم هیچ کس هم متوجه نمیشود اما به خاطر تو از این گناه میگذرم.»
بعد کتری خالی را از آن جا برداشتم و از جای دیگر آب آوردم. بچهها مشغول بازی بودند. من هم شروع به آتش درست کردن بودم خیلی دود توی چشمانم رفت. اشک همینطور از چشمانم جاری بود. یادم افتاد که حاج آقا گفته بود: «هرکس برای خدا گریه کند خداوند او را خیلی دوست خواهد داشت.» من همینطور که اشک میریختم گفتم از این به بعد برای خدا گریه میکنم. حالم خیلی منقلب بود. از آن امتحان سختی که در کنار رودخانه برایم پیش آمده بود هنوز دگرگون بودم. همین طور که داشتم اشک میریختم و با خدا مناجات میکردم خیلی با توجه گفتم: «یاالله یا الله...» به محض این که این عبارت را تکرار کردم صدایی شنیدم ناخودآگاه از جایم بلند شدم. از سنگ ریزهها و تمام کوهها و درختها صدا میآمد. همه میگفتند: «سُبوحُ قدّوس رَبُنا و رب الملائکه والرُوح» (پاک و مطهر است پروردگار ما و پروردگار ملائکه و روح) وقتی این صدا را شنیدم ناباورانه به اطراف خودم نگاه کردم دیدم بچهها متوجه نشدند. من در آن غروب با بدنی که از وحشت میلرزید به اطراف میرفتم از همه ذرات عالم این صدا را میشنیدم!»
احمد بعد از آن کمی سکوت کرد. بعد با صدایی آرام ادامه داد: از آن موقع کم کم درهایی از عالم بالا به روی من باز شد! احمد بلند شد و گفت: «تا زندهام برای کسی این ماجرا را تعریف نکن.»
☀️ امروز:
شمسی: پنجشنبه - ۱۱ دی ۱۳۹۹
قمری: الخميس، 16 جماد أول 1442
❇️ اذکار روز:
- لا اِلهَ اِلّا اللهُ الْمَلِكُ الْحَقُّ الْمُبین (100 مرتبه)
- یا غفور یا رحیم (1000 مرتبه)
- یا رزاق (308 مرتبه) برای وسعت رزق
@farhangi_salehiye