.
بعد رسیدیم به قسمت موردعلاقهمون؛
کادوپیچکردن سفارش ها 🎁
گرهخوردن روبانها 🎀
و جعبههایی که یکییکی آماده میشدن…
هر بسته رو که میبستیم،
با خودمون فکر میکردیم:
الان این جعبه قراره به دستِ کی
باز بشه؟🪄
وقتی درش رو برداره، لبخند میزنه؟ :)
دستش رو روی نرمی فرشهاش میکشه؟
بوی چوب رو حس میکنه؟🫠
@farshgift
.
.
وقتی میگیم «ما ریشه داریم»
منظورمون فقط یک شعار نیست...
یعنی فرشِ ایرانی
فقط زیر پای ما نمیمونه؛
میاد روی چوب، روی میز پذیرایی،
داخل قاب، توی جعبه هدیه
و وسط خاطرههای آدمها
جا باز میکنه ♡
اگر شما هم برای عزیزانتون،
مشتریهاتون یا اعضای مجموعهتون
یک هدیه اختصاصی میخواین،
کلمه «اختصاصی» رو برامون بفرستین
تا با هم از یک ایده شروعش کنیم💯
🆔@admin_farshgift
.
.
بعضی روزها از همون صبح
همه غم های عالم میاد توی دلت🙁
چای رو دم میذاری،
جواب چندتا پیام رو میدی،
یه گوشه از خونه رو جمعوجور میکنی،
اما تهِ دلتباز یه خستگیِ آروم مونده ☕
همون خستگیِ بیصدا
که فقط خودت میفهمیش !
این وقتاست که آدم دلش یه
گوشهی امن میخواد.
یه نشونهی کوچیک. یه چیز آشنا
که وسط اینهمه رفتوآمدِ فکر آروم بگه:
«نفست رو آرومتر بکش…» 🤍
تو هم گاهی دلت پناه میخواد
از خودِ همین روزهای معمولی؟🕯️
@farshgift
.
.
ما خیلی وقتها
خونه رو با دستهامون مرتب میکنیم،
اما با دلمون بهش معنا میدیم 🏠
یه رومیزی ساده، یه نورِ ملایم،
یه گوشهی خلوت،
یه نوشتهی مقدس که بیصدا روی
دیوار نشسته 🌿
آدم گاهی به یه چیزی نیاز داره
که یادش بندازه همهی زندگی
فقط دویدن و رسیدن نیست👌🏻
گاهی باید وایساد، نگاه کرد،
و آروم گفت: خدایا…
برای همینم ممنونم 🤲🏻
حتی اگه هنوز همهچی کامل نیست 🤍
@farshgift
.
.
بعضی ذکرها
فقط برای روزهای خوب نیستن
برای وقتی هستن که آدم از بیرون
آروم و محکم دیده میشه،
اما از درون به دنبال تکیهگاهه 🖤
اینجاست که اسمهای عزیز
دیگه فقط یه اسم نیستن.
میشن سایه. میشن پناه.
خونهای که توش
یاد اهلبیت همیشه زنده هست،
یه جور دیگه گرمه✨
@farshgift
.
.
قاب فرش « شکر خدا را که در پناهِ حسینیم »
برای خونههایی که
بعد از همهی بالا و پایینها،
هنوز شکر کردن رو بلدن🤲🏻
برای همون لحظههایی که
چشمت به دیوار میافته
و بیاختیار یاد «امام حسین(ع)»
تو دلت زنده میشه 🌥️
این فقط یه قاب نیست؛
یه یادآوری آرومه برای روزهایی که
زیر سایه امام حسین بودن رو
حس کنیم💚
@farshgift
.
.
همین که بعضی اسمها رو میبینی،
دلت یهجور دیگه قرص میشه
قاب فرش «یا قمر بنی هاشم»
آدم کنار نام حضرت عباس،
یه آرامشِ خاصی میگیره
نه از اون آرامشهای سبک و گذرا…
از اونهایی که دل رو جمع میکنه.
مثل وقتی که وسطِ شلوغیِ درونت
یادت میافته هنوز یه تکیهگاه هست
@farshgift
.
.
قاب فرش «پنج تن»
انگار برای خونههاییه که دوست دارن
زیر سایهی پنجتن نفس بکشن...
یا برای مغازهای که صاحب مغازه
هرروز بهشون متوسل بشه و روزی
خودش رو به اونها بسپاره💰🌟
این قاب فرش،
آدم رو از شلوغیِ بیرون
میاره به یه جای امنتر...
جایی که خونه و مغازه رو
شبیه به پناهی امن میکنه🥺❤️
@farshgift
.
.
قرارمون یه عصرونه ساده بود…
همون میز چهارخونه قرمز و سفید،
دوتا استکان چای که بخارشون میرفت بالا،
بوی خاکِ نمخورده باغچه
و صدای گنجشکهایی که نمیذاشتن سکوت کنیم… ☕️🌿
داشتیم مثل همیشه از زمین و زمان حرف میزدیم
که یهو کیفش رو باز کرد و گفت:
«چشماتو ببند…یه چیزی برات دارم!»
@farshgift
.
.
یه جعبه سرمهای کوچیک گذاشت توی دستم…
اول فکر کردم لابد توش انگشتره،
شاید هم یه دستبند ظریف.
ولی بالای جعبه نوشته بود:
«بافتهشده با عشق» ❤️
خندیدم و گفتم:
«یعنی چی بافتهشده؟
مگه میشه هدیه رو بافت؟»
گفت:
«بازش کن… خودت میفهمی.»
@farshgift
.
.
در جعبه که باز شد،
اول از همه رنگ گرم چوب رو دیدم…
بعد انگشتم خورد به اون تکه فرش نرم؛
نقشهای کوچیک، رنگهای آروم
و بافتی که دلم میخواست
چند بار دیگه هم لمسش کنم.
بوی ملایم چوب با بوی چای قاطی شده بود
و من هنوز نمیفهمیدم
این تکه هنر کوچولو دقیقاً چیه⁉️
@farshgift
.
.
آروم برش گردوندم…
و یهو خودم رو توی آینه دیدم.🪞
باد چند تار موهام رو بیرون آورده بود
و من ناخودآگاه خندیدم…
اونم نگاهم کرد و گفت:
«میخواستم یه چیزی داشته باشی
که هرجا رفتی، توی کیفت کنارت باشه؛
هم خودتو توش ببینی،
هم هر بار پشتش رو برگردوندی،
یادت بیاد یکی با عشق انتخابش کرده.»
اون لحظه بود که فهمیدم
بعضی هدیهها فقط باز نمیشن؛
آروم میرن یه گوشه از دل آدم میشینن… ❤️
@farshgift
.